مهندس هاشمی

دفتر مشق روزهای زندگی

دفتر مشق روزهای زندگی

مهندس هاشمی

- بسم الله الرحمن الرحیم
- دفتر مشق روزهای زندگـی
- مهندس سید ابوالفضل هاشمی
- پژوهشگر، آرایشگر، مجرد، 29، تهران
- شروع بلاگری از 18 آبان 1391 پنج شنبه

آخرین نظرات
یکی Imageدو هفته مانده به اواخر اسفند سال 91 بود. درس من در حال تمام شدن بود و آخرین ترم دانشگاهم را شروع کرده بودم. از طرفی اضطراب و ترس خدمت اجباری سربازی را داشتم. در گوگل هم خیلی جستجو می کردم و مطالب زیادی را درباره آسیب ها و زیان های این قانون نامقدس بر زندگی پسران جوان و جامعه و کشور می یافتم و آنها را مطالعه کرده و ذخیره می نمودم. همین مسئله باعث شده بود که ذهنیت ام از آقای خامنه ای که مسئولیت فرماندهی کل قوا را در اختیار دارد و قوانین سربازی نیز به تایید و امضای ایشان می رسد به طور کلی تغییر کند و از دست ایشان ناراحت باشم. مدت های زیادی به این موضوع فکر می کردم. هر کجا که می رفتم درباره آن با دوستان و آشنایان و مردم صحبت می کردم تا شاید دلیل قانع کننده ای برای این قانون نفرت انگیز پیدا کنم. ولی دلایلی که من برای لغو و اصلاح خدمت اجباری سربازی داشتم به حدی زیاد و قانع کننده بود که هیچ کس نمی توانست جواب صحیحی به من بدهد. یادم می آید یکبار با یکی از مسئولین نظامی ارتش که ستوانیکم بود صحبت می کردم در جواب من گفت که شما باید این سوال را از رئیس جمهور بپرسید(نه من!). گذشت و گذشت. روزی در خلوت خودم دوباره این موضوع به ذهنم رسید. صریح به زبان آوردم و از خدا خواستم که ای کاش می شد آقای خامنه ای را از نزدیک می دیدم و از ایشان سوال می پرسیدم. صحبت های ایشان در سایت khamenei.ir را نیز جستجو کرده بودم و بعضا در بین سخنان ایشان تفاوت های زیادی را شاهد بودم. تفاوت هایی که برای کسی که به سخنان ایشان عامل باشد گیج کننده است. گذشت و گذشت. شاید کمتر از یک ماه. یکی دو هفته مانده بود به اواخر اسفند. دقیقا صبح 25 اسفند 91. سحر جمعه بود و قبل از اذان صبح. این را پس از آنکه از خواب بیدار شدم متوجه شدم. می گویند احتمال آنکه خواب در این ساعات به رویای صادقه نزدیک باشد خیلی بیشتر است. در خواب دیدم حضرت آقا به همراه جمعی چهار پنج نفره در راهرویی بزرگ در حال آمدن هستند. من روبروی ایشان ایستاده بودم. ایشان قدم زنان به همراه چند جوان حزب اللهی همراه ایشان نزدیک و نزدیک تر شدند. همین که به من رسیدند علارغم اکراه و ناراحتی ای که از ایشان داشتم(همین حسی که در بیداری داشتم را هم در خواب داشتم) بلافاصله خم شدم و دست مجروح و بی حس ایشان را بوسیدم. پس از آن از جلوی ایشان کنار رفتم. همین که یکی دو قدم از من گذشتند رو کردم به آقای خامنه ای و گفتم: «آقای خامنه ای من یک سوال دارم». فرمودند بپرسید. در حال خواب صحنه عوض شد. حس کردم در اتاقی که جای مذهبی ای به نظر می رسید(مثل محل عبادت و مطالعه) در حالی که در سمت راست حضرت آقا نشسته بودم و تن و نیم رخ راست صورت ایشان را بدون عمامه می دیدم گفتم: «چرا اینقدر بین سخنان شما با هم و با واقعیت جامعه تضاد و تناقض وجود دارد؟»(1). ایشان در حالی که سرشان نسبتا پایین بود و بدون اینکه سرشان را به طرف من(که دست راستشان بودم) برگردانند به من گفتند: «من نمی توانم از جمع جدا شوم. من باید با جمع پیش روم». در هنگام خواب به معنای حرف ایشان پی نبردم. حدود یک سال و نیم به سخنان ایشان فکر کردم و سخنان ایشان را مطالعه کردم. قصد انتشار این مطلب نداشتم تا بالاخره تصمیم خودم را گرفتم که دیدگاهم را اصلاح کنم. به عبارتی من به سوء ظن اشتباه خود پی بردم و فهمیدم که مشکل از رهبری نیست. رهبر کشور ما انسان عادل و فهمیده و پرهیزکاری است. سخنان ایشان نیز رویکردهای جامعی را شمول می شود. اما آنچه رسانه ها از سخنان ایشان گلچین می کنند ناقص بوده و بعضا با منظور رهبری در تضاد و اختلاف است. برداشت مسئولین کشور نیز در بسیاری از موارد با نظرات رهبری در اختلاف است. این به نحوه برداشت صحیح از سخنان ایشان و یا رویکرد های سکولار بسیاری از مسئولین کشور ما بر می گردد. لذا آنچه باعث می شود مردم به این بیاندیشند که رهبری نیز در مشکلات کشور مقصر است به دلایل زیر است:
1. رسانه ها از جمله صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و روزنامه های حکومتی به ارائه بخشی ناقص از سخنان رهبری می پردازند که ذهنیتی غیرانقلابی و محافظه کار از رهبر معظم انقلاب در اذهان مردم جامعه ایجاد می کند.

2. روزنامه ها و رسانه های اصلاح طلب و اصولگرا به بیان بخش هایی از سخنان رهبری می پردازند که در راستای سیاست های خودشان است. آنها با استفاده ابزاری از سخنان مقام معظم رهبری سعی می کنند قوانین جدید پایه گذاری کنند و در نهایت رهبر را مقصر تبعات قانون گذاری های غلط خود معرفی کنند(به صورت غیر مستقیم). یا در مقالاتی که می نویسند نیز از سخنان رهبری استفاده ابزاری می کنند و آنچه مورد تایید خودشان است را ذکر می کنند(مثل همین کاری که فمینیست های دولتی و مجلس می کنند). همین مسئله باعث ایجاد کینه و ناراحتی از رهبری در ذهن بسیاری از جوانان می شود که چرا به طور مثال درباره آن موضوع به این شکل اظهار نظر کرده است. در حالی که رهبری همواره به طور جامع و ساختارمند سخنرانی می نماید ولی این روزنامه ها و مجلات هستند که از آن نگاه جامع و عظیم و پخته، بخشی کوچک و ناقص را در قالب چند جمله ذکر می کنند.

3. علارغم آنکه مقام معظم رهبری بر سیاست های کلی نظام تاکید می کنند ولی به دلیل مدل جمهوری حکومت ما، مسئولیت قانون گذاری بر عهده نمایندگان مجلس گزارده شده است و اجرای آن نیز بر دوش قوه مجریه است. لذا هر کس در این ساختار دچار انحراف، تخلف، کوتاهی، خیانت، کژی و اشتباه شود نتایج نامطلوبی بر جامعه خواهد گذاشت و اهداف مد نظر محقق نخواهد شد. کشور ما نیز متاسفانه درگیر همین موضوع شده است. رهبری مطالبه ای را مطرح می کند. تا در قوه مقننه به شکل قانون درآید بسیار چکش کاری می شود و شاید شکلش بسیار تغییر کند. آنگاه نیز که به دست دولت، شکل اجرایی می گیرد نیز ممکن است تغییرات بسیار دیگری نیز کند. نتیجه اش این می شود که مثلا مطالبه رهبری برای حفظ خانواده و استحکام آن، توسط چند نماینده سکولار و فمینیست در مجلس به شکل طرحی فمینیستی ارائه شود و دولت نیز آن را به گونه ای اجرا کند که در واقع باعث فروپاشی و سست شدن بنیان خانواده گردد.

4. تاثیر طرفدار ابله کمتر از دشمن دانا نیست. کژکاری و تصمیمات نادرست بسیاری از کسانی که داعیه حزب اللهی بودن و دغدغه داشتن ارزش های دینی دارند نیز در بدبینی نسبت به قاطبه مذهبیون و طرفداران ولی فقیه تاثیر دارد. همین مسئله باعث ایجاد نفرت مردم از شخص رهبری مظلوم می شود. لذا نباید اقدام افراد را به پای رهبری نوشت. متاسفانه از این دست آدم های نان به نرخ روز خور در جامعه ما و علی الخصوص متدینین و انقلابیون زیاد به چشم می خورد. البته انسان عاری از خطا و اشتباه نیست و همه ما تجارب شکست و خطا را در کارنامه اعمال خود داریم. ولی فرق است بین کسی که از اشتباه خود درس می گیرد و آن را سکوی پرتاب به سوی پیروزی و موفقیت می کند تا آن کسی که همیشه دچار خطا و اشتباه می شود.

5. سستی در تبعیت از ولایت فقیه یکی دیگر از دلایل بروز مشکلات است. اگر در کارنامه کسانی که از ولی فقیه انتقاد می کنند و شخص ایشان را مسئول مشکلات فراوان داخل کشور قلمداد می کنند(بین عوام جامعه و علی الخصوص آنهایی که پای فیسبوک می نشینند) دقت کنید مشاهده می کنید که خودشان هیچ اقدام قابل توجهی برای اصلاح جامعه و کشور برنداشته اند؛ ولی یک متر و نیم زبان دارند و فقط بلدند به مذهبی ها گیر بدهند و آنها را حقوق بگیر حکومت تلقی کنند که سعی در حمایت از نظام و ولایت فقیه دارند. این دسته از افراد خودشان هیچ چارچوب فکری مشخصی ندارند، هیچ ارزش اخلاقی مشخصی برای خود متصور نیستند و به هیچ باید و نبایدی پایبند نیستند. موجودیت این تیپ از افراد همچون مگس و حیوانات موذی می ماند که بستگی به وجود فضولات و کثافات دارد. در عمل هم هر گاه سکان مدیریت کشور را در اختیار گرفته اند معلوم شده است که چقدر بد، غیر عادلانه و ننگین عمل کرده اند(عملکرد دولت های اصلاح طلب موید همین نظر است).

6. البته ممکن است نقائصی به تصمیمات مقام رهبری وارد باشد. خود ایشان هم بارها به کرات از جوانان و مردم مومن و انقلابی خواسته اند که به میدان بیایند و در اصلاح و پیشرفت جامعه نقش داشته باشند. خود ایشان در بعضی از سخنرانی هایشان از جوانان خواسته است که به مسئولین مشاوره دهند و حتی یکبار هم به اشتباه استراتژیک خود در موضوع کاهش جمعیت کشور اشاره کردند و از خدا و تاریخ طلب بخشش کردند. ولی فقیه، انسان معصومی نیست ولی آنچه برای من محرز شده است که ایشان انسان صالح، عادل، با تقوا و مدبری است. حالا اگر عیب و نقصی است مشکل در افراد پیرامون ایشان، مسائل نظری و فکری موجود در جامعه و مسئولین ناشایست و خائن است.

7. یک واقعیت تلخ این است که اکثریت قدرت در کشور ما در دست افرادی است که مودت شان به ولایت فقط در حد قاب عکسی بر دیوار و میز کارشان است و هیچ التزام عملی به اسلام، انقلاب و ولایت فقیه ندارند. الآن اگر به دکه روزنامه فروشی یا سایت jaaar.com سری بزنید متوجه می شوید که تربیون های قدرتمندان کشور ما که حل مشکلات مردم بسته به تصمیمات و اراده آنها است چه طرز تفکری دارند؟ اکثریت 90 درصدی آنها هیچ التزام عملی به شعارهای اولیه انقلاب اسلامی و گفتمان انقلابی امام خمینی(ره) ندارند. خیلی هایشان صهیونیست و فراماسونر هستند. همیشه مشغول بازی های سیاسی هستند و مردم و مشکلات شان در این میان بازیچه است. اصولا از آدم هایی که سبک زندگی شان شبیه قارون است نمی توان انتظار داشت که برای مستضعفین و فقرا دلسوزی کنند. حالا خیلی هایشان الآن ندارند ولی حسرت قارونی زیستن دارند. خیلی ها هم که دارند و هم اکنون مثل قارون زندگی می کنند.

8. فهم دوران ما و شرایط رهبری آیت الله خامنه ای بسیار شبیه به دوران 40 روزه غیبت حضرت موسی (ع) و سپردن اوضاع به برادرش هارون(ع) است. در قرآن آمده است:

وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِن قَبْلُ یَا قَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِ ۖ وَإِنَّ رَبَّکُمُ الرَّحْمَـٰنُ فَاتَّبِعُونِی وَأَطِیعُوا أَمْرِی ﴿٩٠﴾ قَالُوا لَن نَّبْرَحَ عَلَیْهِ عَاکِفِینَ حَتَّىٰ یَرْجِعَ إِلَیْنَا مُوسَىٰ ﴿٩١﴾ قَالَ یَا هَارُونُ مَا مَنَعَکَ إِذْ رَأَیْتَهُمْ ضَلُّوا ﴿٩٢﴾ أَلَّا تَتَّبِعَنِ ۖ أَفَعَصَیْتَ أَمْرِی ﴿٩٣﴾ قَالَ یَا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْیَتِی وَلَا بِرَأْسِی ۖ إِنِّی خَشِیتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی ﴿٩٤﴾       

ترجمه آیات شریفه 90 الی 94 سوره طه سوره بیستم قرآن کریم 
و هارون پیش از آن به آنان گفته بود، ای قوم من شما با آن امتحان پس می‌دهید، و پروردگار [حقیقی‌] شما خداوند رحمان است، از من پیروی و از دستور من اطاعت کنید (آیه 90)
گفتند همچنان در خدمت او [گوساله‌] می‌ایستیم تا موسی به نزد ما بازگردد (آیه 91)
[موسی آمد و برآشفت و گفت‌] ای هارون چون دیدی که گمراه شده‌اند (آیه 92)
چه چیزی تو را از متابعت من بازداشت؟ آیا از دستور من سرپیچی کردی؟ (آیه 93)
[هارون‌] گفت ای پسر مادرم ریش مرا و سرم را مگیر [و با من درشتی مکن‌] من ترسیدم که بگویی بین بنی‌اسرائیل تفرقه انداختی و سخن مرا پاس نداشتی‌ (آیه 94)
به عبارت بهتر حضرت هارون با اینکه هنوز به مقام پیامبری نرسیده بود و از جانب حضرت موسی(ع) به عنوان پیامبر و پیشوای زمان امت خویش به عنوان نایب خویش انتخاب شده بود به یکباره فتنه سامری قد علم کرد و مردم را گمراه نمود و بسیاری از مردم تابع سامری شدند. حالا امروز هم فتنه ها به شکلی دیگر قد علم کرده اند. مثلا سامری امروز سرمایه داران هستند و «بز سامری» تفکرات سکولاریسم و فمینیسم و مدرنیسم و ... است. یا مثلا اگر در جاهلیت، اعراب دختران خود را زنده به گور می کردند امروز با دستگاه های پیشرفته سقط جنین همان روند ادامه دارد ولی هم پسر و هم دختر در جامعه مدرن امروز زنده به گور می شوند. همانطور که سطح علم و دانش مردم بیشتر شده است فتنه ها نیز پیچیده تر شده اند. حالا سوالی که ایجاد می شود این است که آیا هارون نمی توانست علیه سامری و طرفداران او جنگ داخلی راه بیاندازد؟ بلی می توانست ولی می دانست که اگر چنین کند امت ضعیف می شوند و در برابر دشمنان فشل می شوند. لذا صبر کرد تا صاحب اصلی امت بیاید. حالا نقش رهبری آیت الله خامنه ای دقیقا مثل نقش حضرت هارون(ع) در زمان غیبت حضرت موسی ع (حضرت مهدی عج در زمان ما) است. فقط اوضاع بسیار پیچیده تر شده است.  

9. می ترسم گفتن این خاطره باعث شود بعضی ها دروغسازی کنند و مثلا بگویند ما فلان خواب را دیدیم و به رهبری انتساب دروغ دهند. از طرفی احتمال دادم بیان این خاطره ممکن است شک و شبهه را از ذهن بسیاری از هم سن و سالان ببرد و پاسخی به سوالات آنها باشد.


قابل توجه منتقدان عملکرد رهبری:                     
اگر از توضیحات بالا قانع نشده اید و یکی از دلایل مشکلات متعدد داخلی و خارجی کشور را در عملکرد رهبری می دانید و به ایشان انتقاد دارید پیشنهاد می کنم مستند «نفوذ ارتش روشنفکران» را از پیوند زیر دانلود کنید و ببینید. آنگاه متوجه خواهید شد علت عقب ماندگی کشور ما چیست؟ همچنین پس از دیدن این مستند سعی نمایید کتاب «ارتش سری روشنفکران» اثر پیام فضلی نژاد را نیز مطالعه نمایید. 
http://mobinmedia.ir/4165/فیلم-مستند-نفوذ-ارتش-روشنفکران-لینک-مس.html 


پی نوشت:       
1: (البته این درک ناقص من از سخنان ایشان بود که مثلا در یک سخنرانی از عدالت طلبی دانشجویان سخن به میان می آورند و در جای دیگری بر پرهیز از اختلاف افکنی در جمع های حزب اللهی سخن به میان می آورند تا فشل نشوند).
2. این دوستمان (آقای مداحی) هم همان روزی که من این خواب را دیدم خواب ایشان را دیده بود(من زیر پستش آن موقع کامنت گذاشتم).
http://maddahi.net/یک-خواب-اینترنتی-یک-توصیه-برای-فعالین-2/


برای کسب اطلاعات بیشتر:
یک نمونه ازخرج کردن از رهبری برای اهداف و منافع حزبی توسط یک شخصیت موجه
http://www.rajanews.com/news/224084
یک نمونه از هل من ناصر ینصرنی رهبری به افراد و شخصیت های مومن کشور:
http://alef.ir/vdcd9o0soyt0fj6.2a2y.html?314864 
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۱۸
سید ابوالفضل هاشمی

رویای صادقه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی