مهندس هاشمی

دفتر مشق روزهای زندگی

دفتر مشق روزهای زندگی

مهندس هاشمی

- بسم الله الرحمن الرحیم
- دفتر مشق روزهای زندگـی
- مهندس سید ابوالفضل هاشمی
- شروع بلاگری از 18 آبان 1391 پنج شنبه

آخرین نظرات

از مهندس کامپیوتر تا آخوند منبری

چهارشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۳، ۱۰:۰۲ ب.ظ
 این روزها هر جایی که برای کار مراجعه می کنید، در کنار مدرک از شما تخصص و مهارت می خواهند. به عبارتی به صرف اینکه بگویید من لیسانس مهندسی از دانشگاه فلان دارم، کسی برایتان ارزشی قائل نمی شود مگر اینکه پارتی داشته باشید. 
حالا اینکه یک جوان که از دانشگاهی همچون پیام نور و آزاد یا غیر انتفاعی فارغ التحصیل شده، چگونه باید به این مهارتها مسلط باشد سوالی قابل توجه است که یقه ی دانشگاه های بی کیفیت داخلی را می گیرد که چرا با پذیرش بی رویه دانشجو، عمر جوانان را در سیستم وقت تلف کن آموزشی شان هدر می دهند. 
برخی از دوستانی که در این مکان ها شاغل شده اند نیز گلایه داشتند که به صرف داشتن مهارت های فوق الذکر، از حقوق ماهانه بسیار کمی برخوردارند و مثلا یک مهندس مسلط به چند زبان برنامه نویسی، در شمار زیادی از دستگاه ها همچون بنیاد شهید و شمار زیادی از وزارتخانه ها، از حقوق ماهانه ای بین 800 هزار تومان تا 1 میلیون و 500 هزار تومان برخوردار است. حقوقی که در مقایسه با درآمد کارگر افغانی بسیار ناچیز است. جالب است بدانید که بسیاری از کارگران افغانی از درآمدی بالاتر از جوانان مهندس ایرانی برخوردارند.

Imageاینها به کنار. من حوزه تخصصی خودم را با جوانان همسن و سالم که «آخوند» شده اند مقایسه می کنم. می بینم که اکثرشان در دستگاه های مختلف همچون قوه قضائیه، دانشگاه ها، آموزش و پرورش، مساجد، هیأت ها، اداره ها و .... مشغول به کار شده اند و به قول دکتر شریعتی، به صرف خواندن چند نماز جماعت و نافله و تسبیح به دست بودن و عمامه و عبا بر سر و شانه داشتن در محل کارشان تکریم می شوند. بسیاری از مدیران اداری، احترام و تکریم این دسته از افراد را مساوی با پایبندی و تعهد خویش به «آرمان های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی» قلمداد کرده و کاری ندارند که آخوند مذکور در چه سطحی از تخصص های حوزه خویش همچون علم، اخلاق، توان اجتماعی، دلسوزی دینی، سخنوری، توانایی پاسخگویی صحیح به مسائل دینی و اجتماعی و سیاسی، عرفان و علوم غیب قرار دارد. 
بارها پیش آمده که بسیاری از روحانیون را دیده ایم که از توان فکری و علمی و سخنوری بسیار پایینی برخوردار بوده اند، ولی به صرف ملبس بودن به لباس دینی به عنوان سخنران اول در بسیاری از کنفرانس ها سخنرانی می کنند و جز اینکه وقت شنوندگان را هدر، و انگیزه آنها را برای برنامه های مشابه کاهش دهند دستاورد دیگری برای آنها ندارند.
روحانیون تافته ی جدا بافته ای از دانشگاهیان هستند. آنها سربازی شان بر خلاف محیط حاکم بر سربازی دیگر جوانان که فراوان از رفتارهای غیرانسانی و توهین آمیز است در محیطی آرام و مساعد برگزار می شود و آنها هیچگونه از سختی و مشقتی که سربازانی که در پادگان ها (اعم از لیسانس وظیفه) متحمل می شوند را ندارند.
امروز اگر شخصی بخواهد در حوزه تحصیل کند و با تحقیقات و دلایل مستند نخواهد به شیوه ای که حاکمیت ترویج می کند بیاندیشد طرد می شود و در این ساختار فقط کسانی دوام خواهند آورد که اهل آرمانگرایی و عدالتخواهی و مبارزه با اهل زر و زور و تزویر نباشند و اصطلاحا همرنگ جماعت باشند. چند تن از دوستان صمیمی طلبه من که سالها در حوزه به تحصیل مبادرت کرده بودند به دلیل مشاهده چیز های زننده در حوزه از جانب کسانی که متولی امور را در اختیار داشتند قید آخوند شدن را زدند و هم اکنون مثل بقیه جوانان، از صفر شروع به ساختن زندگی خویش نموده اند. 
مدرک گرایی و لباس گرایی و ظاهر پرستی، به لطف رسانه های بی شمار داخلی به اپیدمی برای تفکر و اندیشه مردم جامعه ما تبدیل شده است و آنها را به مرگ مغزی مبتلا کرده است. متاسفانه این وضعیت در بین خانواده های مذهبی بیشتر دیده می شود و فریب ظواهر را خوردن و توجه نداشتن به باطن و کیفیت چیزها در بین فرزندان والدین مذهبی بیشتر مشاهده می شود.
آیا ادامه دادن چنین روندی صحیح است؟ مسلما درست نیست. به نظر می رسد ما مردم عادی و عوام جامعه، باید با حوزویان و روحانیون همچون برخورد ادارات و شرکت ها با مهندسان و فارغ التحصیلان مواجهه داشته باشیم، و به صرف اسم و ظاهر، کسی را تکریم نکنیم.
چگونه است که جامعه برای استخدام ما، شروطی همچون تسلط به چندین زبان برنامه نویسی و نرم افزارهای حرفه ای را بگذارد ولی ما برای روحانیون، شرایط سخت گیرانه ای را قائل نباشیم؟ شرایطی همچون: توانایی کامل برای پاسخگویی به شبهات مسیحیت و اهل سنت به مذهب تشیع، شناخت و موضع گیری در قبال تحولات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی جامعه با دلایل علمی، حضور موثر در بین مردم جامعه و جذب افراد به ارزش های دینی، داشتن اخلاق صحیح اسلامی و عدم داشتن غرور و تکبر، تسلط به زبان انگلیسی و عربی و ... . به عبارت بهتر از این به بعد، دنبال ویژگی های مثبت در انسان ها بگردیم و به صرف ریش و لباس خاص افراد، در برابر آنها تعظیم نکنیم.
چه اینکه بسیاری از ما می توانیم با مطالعه و تحقیق از میان کتاب ها و رسانه های متعدد، به معلوماتی بیشتر از بسیاری از روحانیون دست یابیم. بر این اساس جای سوال است که چرا هزینه ها و امتیازات فراوانی به روحانیون داده می شود مثل تحصیل رایگان با حقوق ماهانه و سربازی مجزا (و در مواردی معاف از خدمت) و ... . آیا چنین چیزی برای کسانی که مردم را به اسلام دعوت می کنند و با اهرم دین بر آنها حکومت می کنند شرعی است؟ البته حرف در این باب زیاد است و انتقادات بیان شده به معنای زیر سوال بردن همه روحانیون نیست و در این قشر انسان های شایسته نیز پیدا می شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر:   
1. آیت الله به چه درد می خورد؟
http://alef.ir/vdcfxtd01w6dm1a.igiw.html?235909 
2.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۷/۱۶
سید ابوالفضل هاشمی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی