مهندس هاشمی

دفتر مشق روزهای زندگی

دفتر مشق روزهای زندگی

مهندس هاشمی

- بسم الله الرحمن الرحیم
- دفتر مشق روزهای زندگـی
- مهندس سید ابوالفضل هاشمی
- مذهبی، پژوهشگر، 29 ساله، تهران
- شروع بلاگری از 18 آبان 1391 پنج شنبه

آخرین نظرات

چرا زن ها و دختران تهرانی، اینقدر خشن اند؟

چهارشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۴، ۰۹:۳۵ ب.ظ
سالها پیش، چندین ماه به عنوان بازرس BRT در زیر مجموعه یکی از شرکت های خصوصی مشغول فعالیت بودم. بعضا به خاطر نیاز نیروها برای رفتن به دستشویی، بجای آنها در ایستگاه می ایستادم. به همین خاطر شناخت نسبتا جامعی از محلات مختلف تهران و مردم آنها دارم. در طول آن ماه ها شاهد بودم که طرز برخورد مردم در محلات مختلف تهران با هم فرق دارد. مثلا در برخی مناطق، احتمال دزدی بیشتر است و در برخی نیز کمتر. در برخی مناطق، عامه مردم فرهنگ پایین تری در برخورد و مواجهه با همنوعان دیگر دارند و در برخی کمتر. 

به عنوان نمونه در مناطقی که به اصطلاح مذهبی تر بودند و مساجد و هیأت های بیشتری بود، برخورد مردم برای پرداخت کرایه خود سردتر بود و فرار بیشتری را شاهد بودیم. البته ارتباط مستقیمی نیز با مناطق مذهبی با وضعیت ضعیف اقتصادی مردم نیز وجود دارد. مثلا در منطقه 12 در حوالی میدان خراسان، وضعیت مالی مردم در محدوده متوسط رو به پایین است و افراد پولدار در این محلات بسیار کم هستند. و در محلاتی از شهر تهران که آمار فحشا نیز بسیار بالاتر است (مثل محله در خط BRT ترمینال جنوب – م جمهوری – پارک وی) احتمال دزدی نیز به مراتب بالاتر است.

یا به عنوان نمونه، چیز دیگری که تجربه کردیم این بود که پیرمرد ها و پیر زن ها اصلا آدم های منطقی ای نیستند و هر قدر به آنها چیزی را بگویید و برایشان استدلال بیاورید باز هم کار خودشان را می کنند. لذا هر قدر سن انسان بالا می رود میزان خودخواهی و نفهمی اش نیز بالاتر می رود مگر آنکه فرهنگ و عقل سالمی داشته باشد.

اما موضوع دیگری که من به عینه و به کرات تجربه کردم این است که طرز مواجهه زنان و دختران در همه مناطق به مراتب از نحوه مواجهه مردان بدتر بود. این چیزی بود که مرا به نوشتن این مطلب سوق داد.
در جامعه ما، خشونت مردان عموما در مواقع حاد و زمانی که یک مرد نسبت به فرد دیگر متنفر باشد رخ می دهد. خشونت مردان به ندرت ولی با کمیت زیادی رخ می دهد که طی آن یک مرد با شخصی دیگر به زد و خورد یکدیگر می پردازند. هر چند امروزه، با قوانین سخت گیرانه از دعواها و خشونت های قدیمی کاسته شده و کمتر کسی ترجیح می دهد شخص دیگری را بزند ولی با این وجود نیز اگر دعوایی رخ دهد، یک درگیری فیزیکی خواهد بود یا منجر به جراحت می شود و یا جنایت.
Imageاما این مسئله در بین زنان و دختران به کلی فرق دارد. در حال حاضر در بین زنان خبری از خشونت های فیزیکی نیست (هر چند آمار آن رو به افزایش است) ولی نوع خشونت زنان در مواجهه با آقایان، تقریبا در همه موارد به شکل زبانی و روانی بوده که تقریبا هیچ راه ممکنی برای ثابت کردن و محکوم کردن آن وجود ندارد. 

من به سبب تجربه ام به کرات در ایستگاه های BRT شاهد برخوردهای خشک و زننده زنان در کرایه ندادن، کارت نزدن و حتی پیچاندن بودم. موارد زیادی از این دست به یادم هست. مثلا ممکن بود اگر به مردی تذکر می دادید محترمانه به شما پاسخ می داد ولی عموما، تعداد زیادی از زن ها ترجیح می دهند با غرور و تکبر، اصلا جواب طرف شان را ندهند. یا توجهی به او نکنند و کار خودشان را کنند. یا با لحن و حرکت خشن چشم و ابرو، با شما برخورد کنند و گرفتن کرایه را به دلایل مختلف رد می کنند.

مثلا موارد زیادی سراغ داشتیم از زنان کارمند بازنشسته که «کارت منزلت الکترونیکی» خود را به دختر و پسرشان می دادند تا آنها از کارت شان استفاده کنند و وقتی خودشان می آمدند کارت نمی زدند و می گفتند که ما بازنشسته شدیم و سالها به این نظام خدمت کرده ایم. وقتی به آنها می گفتیم که "رایگان که کار نکرده ای پولش را گرفتی و با اشتغالت، یک مرد را بیکار کرده ای" خودشان را به نفهمی می زدند و سکوت می کردند.
Imageنمونه دیگر از طرز برخورد خشن زنان با مردان در صندلی های قسمت عقب اتوبوس هاست. مثلا اگر مردی به دلیل نبود جا به قسمت زنان برود و بنشیند سریع با واکنش تند زن های فمینیست چادری مواجه می شویم که آقا، اینجا جای شما نیست! ولی اگر همان خانم با شوهرش در قسمت مردان بنشیند هیچ کس واکنش نشان نمی دهد.

نمونه دیگر از برخورد خشن زنان این است که هر وقت بخواهند که کاری را انجام دهند، آدرس بپرسند یا در اتوبوس به راننده بگویند که ایستگاه نگه دار، با لحنی طلبکارانه خطاب به مردان می کنند و از مردان می خواهند و سوالات خود را می پرسند. بدون آنکه از زنان دیگر این خواسته را مطرح کنند. گویا مردان نوکران آنها هستند.

نمونه دیگر از برخورد های خشن زنان را می توان در خانواده ها دید. نیاز نیست جای دوری بروید. خواهر شما یا حتی مادر شما می تواند یکی از این زن های خشن باشد. این دسته از زن ها همه را مقصر می دانند جز خودشان را. نتیجه برخورد این دسته از زن ها را می توان در لجاجت و گوشه نشینی های شوهرانشان برای فرار از دست این زنان جستجو کرد. آنها در خانه با صدایی کلفت و لحنی دعواگونه با شوهر و فرزندانشان برخورد می کنند و اصلا در صدا و منش آنها، لطافت و ریزه کاری های زنانه نیست.

من به کرات از اینگونه رفتارهای زشت و زننده را از زنان و دختران دیده ام، ولی هیچگاه در آقایان چنین رفتارهایی را ندیده ام (یا خیلی کم). در بسیاری از موارد ممکن است شما با فردی برخورد کنید و ظاهرا وی را آدمی خوش ذوق، متین و آرام تلقی کنید ولی به محض آنکه با وی ازدواج کنید، انواع حملات زبانی و روانی به شکل های مختلف به سمت شما سرازیر می شود. همان فردی که تا دیروز، وی را آدمی مهربان تلقی می کردید به یکباره پس از ازدواج، خلاقیت مدیریتش گل می کند و هر روز با لحنی کلفت و ضمخت به شما دستور می دهد. گویا شما نوکر و بنده او هستید و او سرور شما!! شاید برایتان عجیب بیاید ولی حتی ممکن است برادر، خواهرش را نشناسد ولی به محض اینکه مدتی با چنین زنی همخانه شوید، وی را به خوبی خواهید شناخت. اینگونه رفتارها از کودکی از مادر به دختر به ارث می رسد و دخترها رفتارها و کنش های طلبکارانه از مرد و پسر مقابل خودشان را می آموزند. آنها از کودکی خشن و نفهم می شوند و اینگونه رفتار کردن را نوعی هوشمندی و تدبیر می دانند که در مواجهه با جنس مخالف به خوبی جواب می دهد! آنها از کودکی می آموزند که حتی حجاب شان را هم نه بخاطر دین و ایمان، بلکه بخاطر ضدیت با جنس مرد بر سر کنند. یا اگر ساپورت پوش می شوند و موهای خویش را بیرون می ریزند یک گوشه هایی از مردستیزی در نظرات و دلایلشان از انتخاب اینگونه پوشش می توان دریافت. 
Imageاین مردستیزی و تنفر پنهان زنان و دختران تهرانی از مردان و پسران، حتی به رسانه ها کشیده شده است و زنان و دختران تهرانی که 80 درصد تحریریه های خبرگزاری ها و خبرنگاران را تشکیل می دهند اظهارات و نظرات مردستیزانه خود را در رسانه ها نیز علنی کرده اند. به عنوان مثال، تیترهای ضد مرد که در آن به جنسیت مردان اشاره شده باشد به کرات در صفحات روزنامه ها، مجلات، نشریات و سایت های خبری خودنمایی می کند. در حالی که هیچگاه در خبرهایی که رویکرد منفی دارند به جنسیت زن اشاره صریح نمی شود و یا زنان به عنوان قربانی معرفی می شوند که از گذشته خود پشیمان اند و در حال گریه کردن هستند. یا در بخش نظرات سایت های خبری به خوبی با نظرات مردستیزانه و زن سالارانه مواجه خواهید شد که مرتب به شکل های مختلف، جنسیت و حقوق مرد را تحقیر می کنند ولی هیچگاه به جنسیت زنان انتقاد نمی کنند و حتی در بسیاری از سایت های خبری، نظرات منتقدانه را نیز نمایش نمی دهند.

فارغ از اینکه اینگونه کنش ها از سوی زنان در مواجهه با مردان، باعث طلاق عاطفی بین زنان و مردان متاهل در خانواده ها می گردد و در جامعه نیز به بی تفاوتی تدریجی پسرها و مردها نسبت به زنان منجر می گردد. در نتیجه همین رفتارها، روز بروز بر آمار مردان بی توجه به زنان در جامعه افزوده می شود. دیگر مثل قدیم، مردان بخاطر زنان حنجره شان باد نمی کند، کسی بخاطر نگاه کردن و تجاوز به زنان ککش نمی گزد و حتی اگر دیگر زنی به شما اظهار علاقه کند برای شما جذابیتی ندارد.

چندی پیش در اتوبوس نشسته بودم، یک خانمی بیش از 5 بار گفت که آقا، آقا ... . من دیدم آقایان زیادی در اتوبوس نشسته اند و اصلا سرم را برنگرداندم. آن خانم پس از اینکه دید هیچ مردی به او جواب نمی دهد رو کرد به زنان دیگر گفت که چرا مردها اینطوری شده اند؟! خانم دیگری به او رو کرد و گفت پسر من هم همینطور است و اگر صدایش کنی جوابت را نمی دهد!!

نکته عبرت آموز در قهر و بی میلی پسران تهرانی نسبت به همنوعان دختر است. آمار پسرانی که مجرد زندگی می کنند سر به فلک کشیده است و از هر سه پسر تهرانی، بنا به آمارهای منتشره از سوی رسانه های زن سالار، یکی مجرد زندگی می کند. با وجودی که بسیاری از آنها توانایی تشکیل یک خانواده کوچک را دارند ولی آنها حاضر نیستند «آرامش مجردی» خود را با حضور موجودی که ممکن است کمی ظاهر جذابی داشته باشد ولی باطن هیولایی دارد بهم زنند. آنها زنان و دختران و مادران و خواهرانشان را شناخته اند. فهمیده اند که ازدواج کردن با همنوعان آنها امری خطیر و ریسکی بزرگ است. به همین خاطر ترجیح می دهند تنها بمانند و تنها بمیرند تا اینکه هر روز با فرشته عذاب مواجه شوند و لحن طلبکارانه و صورت اخم آلود و برخورد قهرانه وی را شاهد باشند.

البته این روند در شهرستان ها کمتر است و دختران شهرستانی نسبت به دختران تهرانی، روحیه ای معتدل تر و لطیف تر دارند ولی به دلیل آنکه فرهنگ منحط و فاسد تهرانی ها در حال صادر شدن به شهرها و شهرستان های دیگر است دیر یا زود، زنان شهرستان های دیگر نیز در صورت دوری نگزیدن از فرهنگ زن سالار تهرانی، به این بلیه دچار می شوند.
Imageچیزی که در این بین غیر قابل انکار است تاثیر اشتغال و مشارکت اقتصادی زنان (که عمدتا برای خودخواهی های خودشان و نه کمک به خانواده) است که به شدت روحیه آنها را دستخوش تغییر می کند. اگر در پیرامون تان دقت کنید زنان، هر قدر تفکر اقتصادی و منفعت طلبانه قوی تری داشته باشند به همان نسبت روحیه لطیف زنانه و دخترانه در آنها کمرنگ تر است و به همان میزان، خوی سرکوبگرانه و دیکتاتورانه شان بیشتر است. مثلا پیشنهاد می کنم طرز برخورد زنان فروشنده در شرکت های خصوصی را با زنان خانه دار مقایسه کنید. شاید حکمت دین اسلام مبنی بر پرهیز دادن زنان مومن و مسلمان برای حضور در بیرون از خانه و اشتغال را بتوان از این رهگذر ارزیابی کرد.
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۱۱
سید ابوالفضل هاشمی

فمینیسم

نظرات  (۱۷)

موردی که الان میتونم بهختون بگم اینه که شغل و حرفه هارو جدا کنید در بعضی موارد شغل نه تنها لطافت روان زن رو کم نمیکنه بلکه بهش اضافه هم میکنه...
مثل پرستاری.معلمی.هنرمندیو...
پاسخ:
ممنون از نظرتان. ولی من به این نتیجه رسیده ام که مثلا در بین زن هایی که خانه دار هستند و دغدغه زیادی در مسائل اقتصادی دارند (مثلا می خوان در همه زمینه های اقتصادی شوهرشان دخالت کنند) لطافت روحی و روانی کمتری دارند.
در زمینه پرستاری، شغل بسیار سخت و طاقت فرسایی است و به نظرم اصلا اینطور نیست. آن هم با شیفت های مرتب و دائمی در بیمارستان با بیماران. دیگه حال و حوصله ای نمی مونه برای خانواده. یکی از آشنایان ما پرستار بود پس از ازدواج کلا بوسید گذاشت کنار.
در زمینه معلمی هم همینطور. من کسی را می شناسم که معلم است و به دلیل سر و کله زدن با دانش آموزان به شدت پرخاشگر و عصبی شده است. بنده خدا بیماری قلبی هم گرفته و رگ قلبش گشاد شده از بس در کلاس داده زده است.
در زمینه هنرمندی هم متاسفانه شغل -با عرض پوزش- کثیفی است و آدم خوب و زن سالم و سنتی و خانه دار و مومن در بین آنها خیلی کم است. من که سراغ ندارم.
درسته که شغل برای زنان باعث افزایش میزان خود خواهی و اعتماد به نفس میشه ولی شاید بهتر ه راجع به این که چرا زن ها به این سمت میرن هم فکر کنید شما به عنوان یه مرد فقط به اشتغال یه مرد فکر میکنید که نون آور باشه ولی چرا این وسط زن ها رو وابسطه ی اقتصادی به مرد ها میکنید ؟وقتی در جامعه ای زندگی میکنیم که کسی که پول دارد و در جامعه است حرف شنوی دارد تمایل زنان به این استقلال اقصادی هم جای اعتراضی ندارد زیرا چه بسی زن هایی که با تحصیلات بالا هم اندازه با 10 مرد کار میکنند و بازدهی دارند ولی باز هم در معرض تبعیض جنسیتی هستند
کمی تند رفتید. بهتره مشکلات رو ریشه ای نگاه کنید. من شخصن وقتی سوار BRT میشم عصبی میشم چون میبینم این اتوبوسها جای مردها چهار پنج برابر جای زنها صندلی داره، یا اینکه توی خانواده میبینیم زنها به راحتی طلاق داده میشن و به مرد اجازه زن دوم گرفتن داده میشه، خب منی که این چیزا رو میبینم کم کم احساسم تغییر میکنه چون قدرت اجرایی ندارم قوانین رو عوض کنم، اما میتونم احساسم رو تغییر بدم. نتیجش همین میشه که شما گفتی، یعنی زنان متنفر و پرخاشگر. میدونی مثل چیه؟ سالهای سال توی جامعه این فکر رو منتشر کردن که زن از لحاظ فیزیولوژیک نمیتونه همزمان با دوتا مرد باشه اما مرد میتونه، و همش با ایمیل و رسانه و .... سعی کردن کار مردها رو توی چند همسری بودن موجه نشون بدن و بگن زنها نمیتونن با دوتا مرد باشن. میدونی نتیجه ش چی شد؟ زنها انقدر قدرت نداشتن که بر علیه این تفکر مبارزه کنن بنابراین کار دیگه ای کردن، ثابت کردن یه زن میتونه با چهار تا و حتی بیشتر هم رابطه داشته باشه و شوهر هم داشته باشه!!! نتیجش این شده که الان همه زنهای شوهردار دوست پسر دارن و همونهایی که میخواستن به زنها بگن کار مردای چند همسره قانونیه، موندن توش که چیکار کنن!!! ببین ریشه هر مشکلی چیه عزیزم، کاری نکنین که نتونین جمعش کنین.
پاسخ:
ممنون از نظرتان. مساحت در نظر گرفته شده در اتوبوس های BRT برای مردان و زنان در همه خطوط (به استثنای خط تهرانپارس آزادی) یکسان است. فقط تعداد صندلی های آقایان در برخی خطوط (مثل خاوران آزادی) اندکی بیشتر است. ولی در عوض فضای باز کمتری دارد و ضمنا دو درب دارد. این را ما در مطلب زیر ارزیابی کردیم:
http://charchoob.blog.ir/post/10
همچنین در رابطه با مجوز ازدواج دوم و روابط نامشروع زنان باید به عرضتان برسانم که این چیزی که شما می گویید فقط محدود به زنان مدرن و امروزی است و دختران و زنان مومن اینطور نیستند. این دستور شرعی است و دلایل زیادی وجود دارد که درباره آن به بحث و تبادل نظر پرداخت. من قصد ورود به آنها را ندارم. فقط می شود در یک جمله اظهار نظر شما را خلاصه کرد هر قدر زن فمینیست تر باشد خشن تر است. پس درود بر زنان و دختران سنتی و متدین.
دقیقا.من با شما موافقم.حریم های بین زن و مرد هم وجود نداره در بین تهرانی ها.
چقدر شما مردها ساده اید. خدا رو شاهد میگیرم من موارد زیادی بین دوستای مومنم سراغ دارم که طرف نماز شب میخونه، اما داره خیانت میکنه. توجیهشم اینه که عاشق شده و نمیتونه بچش رو ول کنه، پس خیانت میکنه. شما مردا موجودات ساده ای هستید، با یه چادر و یه سجاده میشه یه عمر سرتون رو شیره مالید. اتفاقاً توی همون شهرستانها خیانت بیداد میکنه. من بخاطر کارم یه مدت توی یکی از شهرستانهای بسته توی غرب زندگی کردم. دوست روانپزشکی داشتم که میگفت من اینجا هر روز میخوام شاخ در بیارم انقده مردم راحت خیانت میکنن و انقده این زنای دهاتی راحت س ک س دارن با همسایه و ...تازه پیش روانپزشکم میان. شما یکم دوری از فضای جامعه. فکر میکنی مشکل حجابه. اما یه چیزی رو بلد نیستی، که چادر ستارالعیوبه، و یه قانون نانوشته هست بین زنها: چادر بپوش و آزادیت رو جشن بگیر. من خودم چادر میپوشم، اما تا بحال کسی رو تشویق به چادری بودن نکردم، یا به مردی از نزدیکانم توصیه نکردم که زن شهرستانی بگیر یا چادری یا زن تهرانی و مانتویی، برادر من، شما کی میخوای ذهنت رو باز کنی؟ کی میخوای بفهمی زن قبل از زن بودن، انسانه؟ یا مرد قبل از مرد بودن، انسانه؟ کی میخوای قضایا رو قبل از جنسیت، انسانی نگاه کنی؟ تمام حکمهای کلی، غلط هستن، همه ی زنها، همه ی مردها، همه ی کردها، همه ی .... اینها رو بریز دور، کمی بی قضاوت و تعصب شرایط رو درک کن. فکرت رو باز بگذار و برای یک روز هم که شده، قبل از مردن، بی تعصب زندگی کن، نه بعنوان یه مرد یا یه زن، فقط به عنوان یه آدم
پاسخ:
ممنون از نظرتان. من نگفتم زن چادری خوب است. در مطلبم زنان چادری را با زنان بدپوشش نیز قیاس کرده ام و شبیه هم دانسته ام در بسیاری از شئون. اشاره ای که من کردم به زنان مومن و سنتی بود چیزی که قرآن کریم نیز به آن توصیه کرده است. ضمن اینکه بحث بر سر خشن بودن و نبودن زنان بود و نه خیانت.
همچنین برایم جالب است که شما براحتی به زنان شهرستانی برچسب خیانت می زنید. اگر در شهرستان خیانت باشد (که من منکر نیستم) به خاطر یکی صادر شدن فرهنگ فاسد و غربی تهرانی ها به شهرستان هاست (از طریق صدا و سیما و دانشگاه ها و روزنامه ها و سایت ها و  ...) است. ضمنا در شهرستان ها خیانت به شدت کمتر از تهران است. ضمن اینکه اکثر زنان تهرانی زنان پاکدامنی هستند ولی خیلی خشن هستند.
ضمنا برایم تعجب دارد که شما ابتدا در نظر قبلی تان در همین مطلب از خیانت کردن زنان دفاع کردید ولی بعد آمده و این اتهام را به زنان شهرستانی زده اید که درصد طلاق و رشد جمعیت و فرزند آوری شان از تهرانی ها بسیار بیشتر است. من تعجب می کنم از مواضع شما. از یک سو از خیانت کردن حمایت می کنید و آن را توجیه می کنید و از سویی دیگر از همین اتهام برای بدجلوه دادن زنان شهرستانی استفاده می کنید. همانا مکر زنان بسیار عظیم است(قرآن کریم).
دقیقن بفرمایید من کجا از خیانت دفاع کردم؟!!!! من فقط دلایل زیاد شدن خشونت رو مقایسه کردم با دلایل زیاد شدن خیانت. نه جدی من توی کدوم قسمت حرفام از خیانت دفاع کردم؟!!! من میگم دلیل اصلی زیاد شدن خشونت اونهایی هستن که سعی میکنن زنها رو محروم نگه دارن، و دلیل اصلی زیاد شدن خیانت هم همون مردایی هستن که مدام ایه و حدیث میارن که زن نمیتونه خیانت کنه. حرف من اینه که دلیل رفتارا رو بهتره بررسی کنیم نه اینکه خود رفتار رو نقد کنیم. شما آدم باسوادی بنظر میرسید، تعجب میکنم که منو متهم به دفاع از خیانت میکنید!!!! اصلن من تمام حرفام رو پس میگیرم، کاملن حق با شماس. زنهای تهرانی خشن هستن، اونهم بی دلیل. مرد میتونه با چند تا زن باشه ولی زن اصلن نمیتونه، اگر هم راجع به خیانت چیزی شنیدیم یا زنه تهرانی و بدحجاب بوده یا دروغه. در ضمن من خودم شهرستانی هستم آقای محترم، هفت جدم هم شهرستانی هستن. تهمت زدن خیلی راحته اما کاش جوابش هم توی دنیای دیگه به همین راحتی باشه. خانم شیرازی که انتقاد میکنی از تهرانی ها، گاهی غروبا سری به ملاصدرا بزن، شاید از بین رفتن حریم بین زن و مرد رو بهتر ببینی.
اینهم حکایتی از دفتر سوم مثنوی مولوی، حسن ختام بحثمون:
حضرت عیسی مسیح(ع) هراسان در حال دویدن بود و از چیزی فرار می‌کرد، بین راه فردی جلوی ایشان را می‌گیرد و می‌گوید، از برای چه اینچنین می‌دوی؟ آن هم هراسان و مضطرب؟!
حضرت عیسی به او پاسخ می‌دهد، اینگونه؛ از دست آدمی نادان و احمق می‌گریزم.
آن مرد گفت؛ تو آن مسیحی نیستی که کور و کر را شفا می‌دهی، تو آن نیستی که سر غیب و اسم اعظم می‌دانی و آن را که بر مرده می‌خوانی، زنده می‌شود؟
حضرت عیسی(ع) پاسخ می‌دهد؛ آری من همانم.
آن مرد دوباره می‌پرسد؛ پس از که می‌ترسی که اینگونه می‌گریزی؟
حضرت مسیح(ع) اینگونه پاسخش می‌دهد؛ با سر غیب و اسم اعظم همه آنها را انجام دادم، اما با همه مهربانی خود هزاران بار آن را بر فردی نادان و احمق خواندم اما درمان نشد.
آن مرد باز پرسید؛ چرا دفعات پیش چنان شد و اثر کرد، اما این بار اثر نکرد، هر دوی آنها رنج و عذابی است؟
حضرت عیسی(ع) این بار پاسخی داد بس عمیق؛ رنج حماقت قهر خداوند است، اما رنج کوری و کری ابتلا و آزمایشی برای انسان است. ابتلا موجب می‌شود که رحمت خداوند به جوش آید و از گناهان درگذرد، اما حماقت و نادانی، رنجی است که موجب صدمه به خود و دیگر ا نسان‌ها می‌شود.
ان شاء الله که در زمره نادانان نباشیم.خدانگهدار

بعضی قسمتهای مطلب خیلی اقراق آمیز بود. مثلا تو مترو کوپه اول و آخر مخصوص خانم هاست اما بقیه کوپه ها مخصوص عموم هست نه فقط آقایون . اون دوتاکوپه  برای ا ین مخصوص خانم ها هست که درشرایط ازدحام تو قطار ازتماس فیزیکی بین خانم ها وآقایون جلوگیری بشه و یک عده از آقایون که دنبال تمایلات جنسی شون هستند نتونن ازفرصت سو استفاده کنند.از اون قسمت  که برای عموم هست خانمها معمولا زمانی استفاده میکنن که همراه یک مرد باشند یا اون قسمت خلوت باشه که خیالشون راحت باشه که مجبور به تماس فیزیکی با آقایون نیستند.

خیلی خنده داره که کسی فکر کنه از قطارمترو ،با این همه کوپه فقط دو تاکوپه برای خانمهاست وبقیه برای آقایون!!!!،

پاسخ:
برای اینکه بفهمید خنده داره یا گریه داره لطف کنید صبح به مترو سر بزنید تا عینا از نزدیک مشاهده کنید که جمعیت آقایون از 4.5 واگن فعلی مترو که از نظر شما مخصوص عام است کمتر هست یا خیر؟ 
همچنین اگر قرار بر پیشگیری از سوء استفاده جنسی هست باید ابتدا حجاب خانم ها را بطور کامل اصلاح کرد و مترو تهران باید با خانم های ساپورت پوش هم برخورد داشته باشد چون منجر به تحریک جنسی اقایان می شود. و اگر چنین نیست می توان هر کسی که به خانمی تعرض کرد یا مزاحمتی ایجاد کرد به کلانتری مترو معرفی شود تا برخورد گردد. ولی اینکه قانونی گذاشته شود که همه مردان را عده ای حیوان شهوت ران تلقی کند و زنان را عده ای انسان مظلوم و فرهیخته و قربانی یک توهین آشکار و یک اقدام مرد ستیزانه و فمینیستی و ضد اخلاقی است. توضیحات بیشتر در متن ارائه شده است.
مطلب جالبی بود.
من هم فکر کی کنم تقصیر خود ما مردا هم هست که یادمون دادن جلوی خانمها بی دلیل کوتاه بیایم و حتی خیلی از مردان هم  در این بحثها از هم حمایت نمی کنند.

مثلا در بحث خشونت الان در کشورهای غربی، خشونت فیزیکی زنان با مردان تقریبا برابر و حتی در بعضی موارد بیشتره.چه در مورد شروع خشونت (یعنی اولین ضربه) و چه دفعات خشونت فیزیکی. در ایران هم مطمئنا اگه تا الان اینطور نشده باشه به زودی میشه
با این حال، خیلیها هنوز فکر می کنند که در هر دعوایی باید طرف زن رو بگیرند.

اگه مردان به خودشون بیان، و ظلم رو نپذیرند، ظالم هم به زانو در می آد.
پاسخ:
احسنت.
۰۵ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۲۸ محمد آذرکار
واقعن چرا؟
زن که مظهر لطافت و عاطفه است باید این گونه شود؟؟
۰۵ مرداد ۹۵ ، ۲۰:۳۶ محمد آذرکار
کلن پست خشونت زنان خوندم ، دیدم بالاخره یکی فکرش مثل ما بود .
منم لیسانس کامپیوتر از دانشگاه سراسری بودم اما از نوجوانی در مناطق مختلف تهران کار کردم و همیشه برام سوال بود و هنوزم هست(چرا زنهای ایرنی و بخصوص تهرانی) انقدر مغرورن ، که زنان هیچ کشوری در غرور و طلبکاری به گرد پای اونها نمیرسن!!
بازم ممنون از این مقاله.
۰۹ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۱۲ یک خانم شهرستانی
سلام. به نظر من مسایل را باید ریشه ی دید. خوب زنهای تهرانی پرخاشگرند اما چرا؟ شهرستانی ها چطوری هستند؟ به نظرم خشونت یک راهکار برای نشان دادن ناکامی درونی است. افرادی که تیپ های عصبی دارند وقتی در شرایط دشوار زندگی قرار می گیرند از خودشون خشم و عصبیت نشان می دهند. سعی می کنند ضعف های خودشان را با نشان دادن یک چهره ی طلبکارانه و جسور پنهان کنند. افرادی که به این دستاویزها می آویزند عموما سالم نیستند و یک نمه شخصیت عصبی دارند. شخصیتهای عصبی نه در تهران که در همه جا پخش هستند. برای بهتر شدن این اوضاع باید نه تنها مصرف گوشت را که خودش باعث خشم و تحریک عصبی می شود کاهش داد ،‌بلکه باید آرامشی در جامعه باشد و از فشارها و استرس های روزانه کم کرد و مادران باید بچه هایشان را نه خیلی لوس کنند و نه خیلی آزاد بگذارند، نه خیلی سختگیری بکنند، خلاصه همه ی شیوه های تربیتی غلط را باید دور ریخت. از تغذیه گرفته تا فرهنگ همه در پرخاشگری های بانوان موثر هست.
پاسخ:
خانم هایی که قدرتمندند و قدرت بیشتری از شوهر خویش دارند در موارد متعدد خشن ترند.
۱۰ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۲۳ خانم شهرستانی
سلام. دوست گرامی من کاملا اتفاقی به وب شما آمدم و نظرم را گفتم. خوب موارد استثنا هم داریم.
از اسلام و دین مبین گفتید ممنون.در مورد خشونت و تکبر زنان تهرانی موافقم چون زیاد شنیده و دیده ام. آزادی بی حدو حصر اخلاق آدمیزاد رو عوض می کنه... یه جای متن نوشتید یه زن چادری فمنیست. دوست عزیز فمنیسم بین زن های اوپن رواج بیشتری داره تا خانم های مقید. قسمت عقب اتوبوس مخصوص خانم هاست تا احساس آرامش کنند و از آزار مردان در امان باشند. در مورد شغل هم اگرچه متاسفانه داره تبدیل می شه به یک نظریه که زنانی که شاغل می شوند اخلاق و رفتارشان با زنان خانه دار متفاوت می شه اما بنده هم چادری هستم و هم شاغل. و خدا رو شکر بسیار مراقب زنانگی ام بوده ام و با مردم رفتار لطیف و انسانی داشته ام. و همیشه مواظب بوده ام دچار تکبر و بد اخلاقی نشوم و وظایف در منزلم در اولویت باشه.پس می شه در اجتماع حضور پیدا کرد در حالی که متین و باوقار باشی و خوش اخلاق و در زندگی ات هم به وظایف زن بودن و مادر بودن و کارمند بودن به نحو احسن توجه داشت.
پاسخ:
ممنون. از ادبیات تان معلوم است که شخصیت متین و فهیمی هستید. مرسی.
بابا اصلا زن لطیف تر نیست بیشتر بروز میده مردم بیشتر خشمشو بروز میده هر دو یه اندازه خشن و لطیفن بروزش فرق داره برا چی مرد میگن لطافتش کمتره. همونقد که زن زیبایی رو درک میکنه و عشق رو و به ادم ارامش میده مرد هم میده که. جوابببب بدید زن هم اگه حتی نجار باشه و به کارش عشق بورزه و کارش خیلی زیاد نباشه که اعصاب شه لطیف هم میشه . مرد هم همین طور.
۲۱ دی ۹۵ ، ۱۶:۵۰ بانو دانشور

بیشر از خود متن نظر ها برام جالب بود.من خودم یک زنم و این روز ها هر چه بیشتر سعی میکنم  با کودکانم مهربانتر باشم کمتر موفقم.اگر اشتباه نکنم حضرت علی (ع)فرمودنداگر کوه ها جابه جا شوند شخصیت انسان هم تغییر خواهد کرد!!!

به فکر نسل آینده باشیم و در تربیت کودکانمان هر چند به ظاهر سعی کنیم الگوی مادرانی مهربان باشیم

حرف دل رو زدی دمت گرم به مولا سلطان تویی شیر داره اداتو در میاره.....لباس همه ی این مشکلات روانی تو زنایی هست که غرب زدن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی