مهندس هاشمی

دفتر مشق روزهای زندگی

دفتر مشق روزهای زندگی

مهندس هاشمی

- بسم الله الرحمن الرحیم
- دفتر مشق روزهای زندگـی
- مهندس سید ابوالفضل هاشمی
- شروع بلاگری از 18 آبان 1391 پنج شنبه

آخرین نظرات
مشخصات کتاب:          
نام کتاب: حقوق سیاسی اجتماعی زنانImage
نویسنده: حسن طغرانگار
ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی
زمان و نوبت چاپ: چاپ اول – بهار 1383
تعداد صفحات: 274

مطالعه من:     
بازه زمانی مطالعه: 20 اسفند 1392 الی 20 فروردین 1393
مکان مطالعه: سربازی – کرمانشاه – پادگان الله اکبر


کتاب «حقوق سیاسی – اجتماعی زنان» پژوهشی است که توسط نویسنده مرکز اسناد انقلاب اسلامی (که یک سازمان حکومتی است) برای ارائه دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی ایران در حوزه زنان به نگارش درآمده است. کتاب مذکور رویکردی کاملا فمینستی و جانبدارانه دارد و فارغ از آرمان های دین و رهبران جهان اسلام در تاکید بر حفظ جایگاه زن در عرصه همسری و مادری در خانواده، به هیچ وجه نویسنده به دستاورد های انقلاب اسلامی در این حوزه نپرداخته است و همچون تحریریه های NGO های مزدور فمینیستی که عمدتا از دولت های خارجی یا بیت المال ارتزاق می کنند، برای ترویج نگرش نادرست خود به مجلات فمینسیتی یا نوشته های فعالان فمینیست ایرانی استناد کرده و بخش عمده ای از مطالب کتاب را به بیان آمارهایی از پیشرفت حضور زنان در جامعه در نقش های غیر خانوادگی اختصاص داده است.
کنجکاوی و رویکرد منتقدانه من به موضوع زنان در جامعه باعث ایجاد انگیزه در من برای کسب اطلاعات بیشتر در حوزه زنان با هدف یادگیری دفاع از حقوق مردان شده است. به همین خاطر علارغم آنکه از خواندن این کتاب خوشحال نبودم ولی تا آخر آن را خواندم و نکات مهم آن را انتخاب کرده و در اینجا ذکر می نمایم.

قبل از آنکه نکات برگزیده این کتاب را بیان نمایم لازم می دانم چند نمونه از نقائص این کتاب را بیان نمایم:
1- این کتاب توسط «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» منتشر شده است و همانطور که از اسم ناشر آن بر می آید انتظار این است که این کتاب رویکردی اسلامی و انقلابی در موضوع زنان را دنبال کرده باشد ولی در جبهه گیری کلی این کتاب، چنین چیزی را مشاهده نمی کنیم. قابل توجه است بدانیم که بخش زیادی از منابع این کتاب که به آن در بیان مطالب استناد شده است نشریات دوم خردادی و غرب گرا و فمینیست است. همچنین شمار زیادی از مطالب این کتاب به استناد نویسندگان و فعالان فمینیست ایرانی به نگارش در آمده است. رویکرد بسیاری از این زنان خلاف آرمان های انقلاب اسلامی و شعائر دینی است. به طور مثال به عنوان نمونه ای از خروار، پی نوشت صفحه 199 را مشاهده نمایید که تمام منایع از مجلات فمینیست هاست.
2- در فمینیستی بودن نحوه نگارش این کتاب دلایل زیادی می توان ذکر کرد. به طور مثال نویسنده این کتاب در مظلوم نمایی زنان به حدی دچار افراط شده که در صفحه 182 از این کتاب به یک خبر دروغ از یک نشریه فمینیستی اشاره نموده است و از قول آن گفته است: «در بعضی از مناطق کشور، دختران اغلب مجبور به استفاده از پس مانده پسران می شوند». (منبع: فرزانه، شماره 5، زمستان 73، بهار 74، ص 93 به بعد).
3- یا نویسنده در صفحه 195 برای مظلوم جلوه دادن زنان و دختران در ایران به انتقاد یک طرفه از حضور پسران در تحصیلات عالی و دبیرستان نموده است. جالب تر آنکه قبل از حمله ی خود به جنسیت پسران، درصد فراوانی بالای قبولی دختران در دانشگاه ها اشاره نموده است ولی باز هم از خباثت، طمع، بخل و حسادت دست برنداشته است و بدون اشاره به امتیازات در نظر گرفته شده برای حضور زنان و دختران در دانشگاه ها و اشتغال آنها در دستگاه های دولتی، به اندک فرصت حضور پسران و مردان در دانشگاه اشاره کرده و غیر مستقیم خواستار اختصاص آن مقدار به اناث جامعه شده است. چیزی که شهیندخت مولاوردی از فمینیست های دولت روحانی که هم اکنون تصاحب معاونت فمینیستی زنان نهاد ریاست جمهوری را بر عهده دارد خبر اجرایی شدن آن را داد. به عبارت بهتر این به معنای حذف کامل کرسی های در نظر گرفته شده برای پسران است تا دختران بدون دغدغه اقتصادی و سربازی و میل جنسی و ... به حفظ کتب درسی بپردازند و کرسی های دانشگاه و پس از آن کرسی های اشتغال در دستگاه ها و در نهایت قدرت را در اختیار خود بگیرند.
با هم بخوانیم ص 195 خط 14: «2/57 درصد کل پذیرفته شدگان دختران بودند و این در حالی بود که تنها 54 درصد شرکت کنندگان در کنکور زن بودند. چنین حضور چشمگیری در کنکور و موفقیت بیشتر در مقایسه با پسران، توانایی ها و قابلیت های زنان را نشان می دهد. درباره ی این نتایج قابل توجهی که دختران کسب کرده اند، توجه به این نکته جالب است که هنوز هم به سبب برخی از دلایل، دختران مجاز به انتخاب 2/28 درصد رشته های ریاضی و فنی، 5/20 درصد رشته های علوم تجربی و 7/13 درصد رشته های انسانی نمی باشند و با این حال، آمار شرکت و قبولی آنها بیش از پسران بوده است».
4- یکی دیگر از معایب بزرگ این کتاب در این است که نویسنده که به نظر می رسد مدیر گروه نویسندگان زن ناشر مربوطه بوده باشد در بخش های انتهایی کتاب به بیان آمارهایی از بالا رفتن درصد مشارکت زنان در اشتغال و آموزش بدون اشاره به قوانین حمایتی از زنان و موانع پیش روی مردان پرداخته و با قهرمان نشان دادن زنان، متاسفانه در هیچ جای کتاب به تاثیرات تصمیمات گرفته شده در حوزه زنان در دوران انقلاب و زمان روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی بر «خانواده» نپرداخته که همین به خوبی بیانگر رویکرد فمینیستی نویسندگان کتاب و ناشر آن است.

چکیده مطالب:   

زن سالاری در تاریخ: ص 53 الی 55     
1- زنان طبقات بالای جامعه: زنانی که متعلق به خاندان حاکم داشته، یا به نوعی به دربار راه می یافتند، غالبا در مقایسه با زنان توده از حقوق و موقعیت های بهتری برخوردار بودند و گاه می توانستند به موقعیت های چشم گیری دست یابند. تاریخ نیز معمولا هرگاه از زنان یاد می کند، از این گونه زنان سخن می گوید.
این زنان هیچگاه نمی توانستند شخصا در حکومت مسندی به دست آورند، با این حال برخی از آنان، در به سلطنت رسیدن مردان نقش مهمی بازی می کردند و در واقع با نشاندن مردان زیرنفوذ خود به تخت شاهی نوعی حکومت غیر مستقیم را برای خود ایجاد می نمودند؛ به همین جهت روابط زناشویی در سیاست اغلب دولت های ایرانی پس از اسلام نقش مهمی داشت و زنان در مسائل عمومی مملکت از دخالت و نفوذ خاصی برخوردار بودند.(1) در دوره امویان نیز زنان طبقات بالای جامعه علاوه بر فعالیت در کارهای اجتماعی و ادبی در کارهای دولتی هم نفوذ بسیار داشتند(2).
این دسته از نان معمولا به این نکته واقف بودند که بهترین راه برای حکومت کردن، به حکومت رساندن فرزندانشان است که دارای حکومت عاطفی بر آنان بودند و نیز در صورت صغر سن، زنان می توانستند به نیابت و قیومت از آنان اداره ی مملکت را در دست بگیرندو گاهی برای رسیدن به این اهداف از توطئه چینی و قساوت نیز رویگردان نبودند(3). برای نمونه، از اینگونه زنان مقتدر و با نفوذ، می توان از «ترکان خاتون» مادر «سلطان محمد خوارزم شاه» یاد کرد که در تاریخ گزیده در وصف او آمده است: "ترکان خاتون، مادر سلطان محمد خوارزم شاه که به هنگام فرمانروایی شوهرش، سلطان تکش، نیز صاحب نفوذ فراوان بود، شنید که شوهرش با کنیزی سروسرّی دارد، به نوشته ی طبقات ناصری چنان خشمگین شد که تکش از ترس غضبش به گرمابه پناه برد، ترکان خاتون درب گرمابه ی گرم را بر او بست چندان که تکش به هلاکت نزدیک شد تا جماعت امرا و ملوک درآمدند و درب گرمابه را بشکستند و تکش را بیرون آوردند و او صفرا کرده و یک چشم اش رفته". (4)
البته برخی از این زنان نیز قادر بودند با بهره گیری از نفوذی که بر حاکمان داشتند، در زندگی اجتماعی مردم تأثیرات قابل توجهی بگذارند ، برای مثال «دو قوزخان» همسر بزرگ «هلاکو» که مسیحی بود و در دوران حکومت هلاکو توانست مذهب مسیحیت را رواج دهد. هلاکو با این که خود مذهب بودایی داشت زیر نفوذ همسر خود، همواره به عیسویان لطف فراوان می نمود و این چنین در دوره حکومت وی اقلیت مسیحی ایران نضج گرفت و صومعه ها و کلیساهای جدید ساخته شد. حتی گفته شده یکی از مهمترین دلایل جنگ های هلاکوخان با مسلمین مصر و شام، تحریکات همین زن بوده است. اصولا گفته شده که س از ورود ترکان به ایران، به زنان میدان وسیع تری برای حضور در انظار عمومی داده شد در دوره حکومت شاهان این قوم، زنان توانستند ب فعالیت های نیکوکارانه، خود را مشهور سازند و اقدام به وقف مساجد و مدارس کنند و در عین حال همواره نقشی سیاسی نیز داشته باشند(5).

پی نوشت:
1: آن لمبتن، تداوم و تحول در تاریخ میانه ی ایران، ترجمه دکتر یعقوب آژند، نشر نی، تهران 1372، ص 281
2: فیلیپ خلیل حتّی، تاریخ عرب، ص 422
3: بنفشه حجازی، به زیر مقنعه، بررسی جایگاه زن ایرانی از قرن اول هجری تا عصر صفوی، نشر علم، 1376، ص 145
4: همان، ص 96
5: همان، ص 155


انواع ازدواج های در اعراب جاهلی: ص 63 و 64    
نکاح استیضاع: در آن هرگاه مردی خواستار فرزند رشیدی می شد، زن خود را نزد مردی نجیب می فرستاد تا از او باردار شود و فرزند حاصل متعلق و منسوب به مرد بود.
نکاح البدل: که تبادل همسر بود.
نکاح الشغار: که مردی به شرط ازدواج با دختر یا خواهر مردی، دختر یا خواهر خود را به ازدواج وی در می آورد.
نکاح الرمط: که ازدواج مردان متعدد تا ده نفر، با یک زن بود.
(آیین اسلام تمام این ازدواج ها را مردود کرده است).


زنان، موجودات عجیب: ص 64    
زنی حضور پیامبر گرامی اسلام آمد و با بیان اینکه شوهرش تازه فوت کرده است، برای سرمه کشیدن و آرایش کردن جازه خواست. پیامبر فرمود: شما زنان موجودات عجیبی هستید، تا قبل از اسلام عده ی وفات را در سخت ترین شرایط و گاه تا آخر عمرمی گذراندید، در حالی که به خود حتی حق شستشو هم نمی دادید اینک که برای حرمت خانواده و حق زوجیت شما دستور داده اند، مدت کوتاهی ساده به سر برید، طاقت نمی آورید(1).
1: آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، 1353، ص 137


نگرش اسلام به زن: ص 64 الی 66    
آنچه از بررسی متون دینی به دست می آید، نشان گر این است که اسلام به زن و مرد از دو بعد مختلف می نگرد، که می توان از آنها به دو بعد «انسانی» و «بشری» تعبیر نمود(1). در بعد انسانی، زن و مرد با یکدیگر مساوی هستند و در مقام انسان یعنی «موجود برگزیده ای که از سوی خداوند انتخاب و به تعبیر قرآن اصطفا شده است و مانند هر برگزیده ی دیگری از طرف خداوند رسالت و در پیشگاه او مسئولیت دارد(2)». هیچ تفاوت و امتیازی بین آن دو وجود ندارد و هر دو به یک اندازه مخاطب پروردگار قرار می گیرند و حتی در داستان آدم و حوا نیر برخلاف نظر عالمان مسیحی و یهودی که حوا(زن) را اغواگر و فریب دهنده ی آدم(مرد) می دانند قرآن کریم تعبیر «ولا تقربا هذه الشجره»(اعراف 19) را دارد و با توبیخ مشترک (الم انکهما) تساوی هر دو را در تخلف از امر الهی نشان می دهد که همین تکلیف و توبیخ مشترک نشانه ای از منزلت برابر و عقل و ادراک مساوی آن دو است(3). در نتیجه از دید اسلام، زن بودن یا مرد بودن تأثیری در انسانیت انسان ندارد. یکی از متفکران اسلامی معاصر معتقد است: «اگر جسم نقشی در انسانیت انسان می داشت به عنوان تمام ذات یا جزء ذات، سخن از مذکر و مونث در بین بود و باید بحث می شد که آیا این دو صنف متساویند یا متفاوت؟ ولی اگر حقیقت هر کسی را روح او تشکیل داد، جسم او ابزاری بیش نبود و این ابزار هم گاهی مذکر است و گاهی مونث و روح نه مذکر است و نه مونث. قهرا بحث از تساوی زن و مرد یا تفاوت این دو صنف در مسائل مربوط به حقیقت انسان رخت برمی بندد. یعنی سالبه به انتفای موضوع خواهد بود(4)». بر همین اساس خداوند در قرآن کریم می فرماید:«من عمل صالحا من ذکرا او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاة طیبه»(نحل، 97) یعنی برای رسیدن به زندگی پاکیزه ی جاودانی و حیات طیب، تنها کردار نیکو و مومن بودن روح ضروری است خواه بدن مونث باشد خواه مذکر(5). علت صریح قرآن کریم به «ذکر و انثی» در آیه ی فوق و موارد مشابه نیز تخطئه ی افکار جاهلی است که عبادات و فضائل را منحصر به مردان می دانستند و زنان را از آنها محروم می دانستند، به همین دلیل قرآ کریم با صراحت بیان می دارد که در عبادات و فضیلت، هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد(6).
اما فارغ از این بعد انسانی، زن و مرد بعد دیگری نیز دارند و در این بعد است که میان آنان تفاوت هایی مشاهده می شود. طبیعی است که زن و مرد از پاره ای جهات تفاوت هایی دارند که این تفاوت در جایگاه اجتماعی و حقوق آنان بی تأثیر نخواهد بود. این تفاوت ها را به سه دسته کلی می توان تقسیم نمود:
1. تفاوت های طبیعی که در واقع تفاوت های زیستی و روانی هستند.
2. تفاوت های اجتماعی که محصول جامعه ی انسانی و رفتارها و مناسبات میان آدمیان است.
3. تفاوت در پاره ای از احکام دینی که ناشی از وحی می باشد.(7)
در حقیقت، ضرورت تقسیم، تقسیم مسئولیت و تنظیم کارکرد طبیعی زن و مرد و رعایت تخصص و وظایف غیرمشترک آنان، موجب چنین تفاوت هایی شده است(8). به هر حال آن چه مسلم است، اسلام حقوق یک نواختی را برای زن و مرد در نظر نگرفته است، هر چند که این امر برای پرهیز از تشابه حقوق زنان و مردان بوده است و مخالفت با تساوی حقوق آنان(9).

پی نوشت:
1: سید محمد خامنه ای، مقایسه حقوق بشری و مدنی زن در اسلام و اعلامیه ی حقوق بشر، نشر علمی و فرهنگی تهران 1368، ص 43
2: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، شماره 2، صدرا، تهران 1372، ص 283
3: سید محمد خامنه ای، پیشین، ص 31
4: آیت الله عبدالله جوادی آملی، زن در آئینه ی جلال و جمال، نشر فرهنگی رجا، 1374، ص 68
5: همان، ص 76
6: همان، ص 85
7: محمد فنائی اشکوری، منزلت زن در اندیشه ی اسلام، نشر موسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم 1377، ص 14
8: پیشین
9: مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1359، ص 112


جمله فرح پهلوی درباره جایگاه زنان در رژیم شاهنشاهی: ص 74    
فرح پهلوی: امکاناتی که من به عنوان زن در این کشور دارم نشان می دهد که برای زنان در ایران حقوق مساوی وجود دارد.
منبع: محمود طلوعی، بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست، ج 2، تهران: نشر علم 1372، ص 666


فمینیسم از نظر رضاخان   
رضاشاه اصولا نوعی حالت بی تفاوتی به زنان داشت و به هیچ وجه ارزشی همانند مردان را برای آنان قائل نبود و حتی درباره ی دختران خود هم اینگونه بود و با وجود آنکه سنگ رهایی تمام زنان ایران را به سینه می زد «اصلا نه اعتقادی و نه توجهی به درس و تربیت دخترهایش داشت و تمام توجه او به پسرانش بود»(1). و به همین سبب وقتی اشرف در سفر خود به اروپا از وی درخواست اجازه برای اقامت و تحصل نمود، در پاسخ وی به تندی نوشت: «دست از این چرندیات بردار و زود برگرد»(2). حتی اشرف در خاطرات خود می نویسد که رضاشاه در زندگی خانوادگی بسیار متعصب و سخت گیر بود و یکبار بر سر سفره ی ناهار با عتاب از او خواسته بود تا پیراهن بی آستین خود را عوض کند و سپس در توجیه کشف حجاب پدرش اضافه می کند: «به عنوان پادشاه حاصر شده بود احساس های شدید شخصی خود را به خاطر پیشرفت مملکت کنار بگذارد»(3). با این حال حتی خود اشرف به خوبی واقف بود که رضاشاه فقط تا جایی پیشرفت زنان را قبول داشت که مزاحم مردان نشوند؛ زیرا یکبار وقتی که اشرف به شمس گفته بود که با آزادی زنان، دیگر لزومی نارد ولیعهد حتما پسر باشد، شب سیلی محکمی از پدر خورده بود و او را تهدید کرده بود که اگر یکبار دیگر چنین خیالی از سر وی بگذرد او را خواهد کشت(4).
محمدرضا بر خلاف پدر خود علاقه ی وافری به زن داشت. هر قدر که رضاشاه در مقطعی از زمان، از زن بازی و زن بازان نفرت داشت، پسرش عاشق آن بود و به همین دلیل در طول حیات خود، زندگی زناشویی سالمی نداشت و به تمام معنا فردی عیاش بود» (5). گاهی عشرت طلبی های او رسوایی هایی را هم به بار می آورد.
علاوه بر رفتار عملی شاه با زنان مختلف که در بیشتر کتاب های تاریخ معاصر ایران دوره پهلوی نوشته شده، مواردی از آنها را می توان یافت که دیدگاه واقعی او را به زن بیان می کند. این دیدگاه را در یکی از مصاحبه های وی با «اوریانا فالاجی» روزنامه نگار زن ایتالیایی، می توان ملاحظه نمود. در این مصاحبه او اعلام داشت که زنان تنها هنگامی اهمیت می یابند که بتوانند از مردان دلربایی کنند. وی در پاسخ به سوال «فالاچی» درباره اینکه آیا کسی او را تحت تاثیر قرار داده است؟ گفت:
«هیچ کس نمی تواند مرا تحت تاثیر قرار دهد، هیچ کس، زنان که دیگر جای خود دارند. در زندگی یک مرد زنان فقط در صورتی اهمیت پیدا می کنند که زیبا و دل‌پذیر باشندو رموز زنانگی بدانند ..... مثلا این آزادی زنان. این طرفداران اصالت زن(فمینیسم) چه می خواهند؟ شما چه می خواهید؟ می گویید تساوی! واقعا! نمی خواهم بی ادب به نظر برسم ولی .... شما ممکن است از نظر قانون با مردان مساوی باشید. ببخشید که این را می گویم، ولی از نظر توانایی ها مساوی نیستید.
سوال: نیستیم؟
پاسخ: خیر. شما هیچ وقت یک میکل آنژ یا باخ مونث نداشته اید. حتی هیچ وقت یک آشپز بزرگ نداشته اید. از نداشتن امکانات دم نزنید. چون آن وقت پاسخ می دهم که آیا شوخی می کنید؟ آیا این امکان را نداشته اید که یک آشپز بزرگ تحویل تاریخ دهید؟ شما هیچ کار بزرگی نکرده اید. هیچ»(6).

پی نوشت:
1: مسعود بهنود، این سه زن، ص 199
2: اشرف پهلوی، من و برادرم، نشر علم 1376، ص66
3: همان: ص 69
4: مسعود بهنود، این سه زن ، ص 292
5: حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 1، ص 205
6: ماروین زونیس، شکست شاهانه، ص 69


نفوذ زنان در سیاست پهلوی: ص94 الی ص 96    
یکی از ویژگی های رضاخان این بود که به هیچ زنی اجازه دخالت در مسائل سیاسی را نمی داد. تنها زنی که می توان کفت تا حدودی رضاخان مراعات او را می نمود و در برخی تصمیم گیری ها تا اندازه ای به او توجه نشان می داد، خانم فخرالدوله از خاندان قاجار بود که رضاشاه او را از بسیاری مردهای قاجار مردتر می دانست، هر چند که رضاشاه از نفوذ او استفاده می کرد تا شاهزاده های قاجار را توجیه نماید که شورش نکنند (1).
برخلاف رضاشاه در دوره ی محمدرضا تاثیر زنان مختلف بر تصمیم گیری های شاه چنان زیاد شده بود که دوران سلطنت او را به تعبیر ثریا می توان «دربار زنانه»(2) نامید. بررسی این دوره، نشان می دهد که در حالی که توده ی زنان همانند مردان از حق مشارت محروم بودند، چگونه زنان وابسته به دربار و سیاست مداران اصلی رژیم، به صورت نامشروع در سیاست مداخله می نمودند و در بسیاری از کارهای رژیم تاثیر می گذاشتند.
اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی «محمدرضا» یکی از زنان موثر دربار بود که تاثیرگذارترین شخص بر محمدرضا (در کنار اسدالله علم و ارنست پرون) شمرده شده است(3). زن فاسدی که حتی ایالات متحده با وجود نقش اساسی و سرنوشت ساز وی در به ثمر رسیدن کودتای 28 مرداد، درباره ی بازگشتش به جایگاه قدرت قبلی و پیامدهای زیانبار حضور چنین چهره های بدنامی برای نظامی سیاسی، به محمدرضا هشدار داد(4).
با این حال قدرت اشرف در حدی بود که محدرضا قدرت عرض اندام در برابر آن را نداشت(5) و در نتیجه به سرعت علاوه بر تصدی سازمان ها و موسسات به ظاهر خیریه اجتماعی(6) افراد مختلفی را پیرامون خود جمع کرد و برخی از آنان را به مناصب حساس گمارد. از سرشناس ترین و مهمترین آنان «امیراسدالله علم» بود که بعدها در زمره محرمان محمدرضا قرار گرفت(7) و دیگری «پرویز راجی» بود که معشوق اشرف شد و به یمن آن در سن کم، به مشاغل حساس گمارده شد(8).
یکی دیگر از زنان موثر دوره دوره محمدرضا «فرح» بود که به تعبیری در طول بیش از نیم قرن سلطنت خاندان پهلوی بر ایران هیچ زنی نقشی سرنوشت سازتر و حساس تر از او تاریخ حیات سیاسی ایران نداشته است؛ به ویژه آن که در یک سال آخر سلطنت شاه، وی قدرت را کاملا در اختیار خود گرفته و شاه عملا به یک تماشاچی تبدیل شده بود، به گونه ای که حتی متن نطق معروف شاه (من صدای انقلاب ملت را شنیده و در صدد جبران اشتباهات برآمده ام) با نظر فرح و به دست سید حسین نصر و رضا قطبی نوشته شده بود(9).
همچنین پس از ازدواج شاه با «فرح» هرچه دیبا بود از سراسر ایران به دفتر فرح هجوم آوردند و با اخذ 25% آنها را به دیگران واگذار می نمودند(10). تعداد این دیبها که جمعه ها به دربار دعوت می شدند به دویست و پنجاه نفر می رسید.
علاوه بر این دیگر زنان درباری از نفوذ در سیاست ابایی نداشتند، از جمله خواهر شاه، شمس، موفق گردید با اعمال نفوذ، مسیر بزرگراه تهران-کرج را چنان منحرف سازد تا درست از وسط زمین های او بگذرد و بتواند آنها را چند برابر قیمت بفروشد(11).
با این حال رژیم از حضور همین زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی استفاده ی تبلیغاتی می نمود، به ویژه درباره ی فرح که به دلیل تعلق به خانواده ای متوسط(12) به صورت چهره ای نوع دوست با روحیه ای آزادمنش و انسان دوست معرفی می شد؛ چنانکه علاوه بر برخی از افراد عادی جامعه، تعدادری از چهره های خود رژیم نیز ابتدا در دام این فریب افتاده بودند، برای مثال «راجی» در خاطرات خود می نویسد:
«من تاکنون بر این باور بودم که فروتنی و رفتار انسانی شهبانو، به عنوان عامل مناسبی در جهت تعدیل سخت گیری ها و نظرات خودخواهانه شاه اعمال اثر می کند، ولی در حال حاضر به این نتیجه رسیده ام که شهبانو به کلی فاقد هرگونه بینش سیاسی است و آن طور که نشان می دهد عینا مثل شاه از شنیدن حرف های تملق آمیر لذت می برد و به گونه ای غیرطبیعی نیز پذیرای افرا چابلوس است(13)».

پی نوشت:
1: محمود طلوعی، بازیگران عصر پهلوی، ج2، ص 649
2: همان، ص 647
3: ماروین زونیس، شکست شاهانه، ص 268
4: همان، ص 261
5: حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج1، ص 227
6: اشرف پس از نخست وزیری امینی که باعث کاهش نفوذ وی در دربار و دولت شد، بیشتر به مسائل مالی مشغول شد و در مقام رئیس سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی، امپراتوری مالی وسیعی را در اختیار خود آورد. از طاووس تا فرح، ص 347
7: فرهاد رستمی، پهلوی ها به روایت اسناد، ج 2، ص 268
8: حسین فردوست، ظهور و سقوط پهلوی، ج 1، ص 233
9: محمود طلوعی، از طاووس تا فرح، ص 422
10: حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 1، ص 211
11: سقوط شاه، ص 146، برای آگاهی از حرص و آز شمس پهلوی و همچنین هزینه های سرسام آور او به ویژه ویلاهای خارجی اش، نگاه کنید به، پهلوی ها به روایت اسناد، جلد دوم
12: فرح در مهر ماه سال 1317 در خانواده ای متوسط و از پدری آذربایجانی و مادری گیلانی در بخارست پایتخت رومانی به دنیا آمد. پدر وی افسر ارتش بود که در هنگام تولد او در مأموریت بود و در کودکی فرح از دنیا رفت. اط طاووس تا فرخ، ص 351
13: پرویز راجی، خدمت گزار تحت طاووس، ص 97


حقوق اجتماعی – اقتصادی: ص 106    
حقوق اجتماعی به مفهوم عام آن است که طیف گسترده ای از حقوق مختلف اقتصادی، فرهنگی و ... را در بر می گیرد، اما در مفهوم خاص، که غالبا نیر حقوق اجتماعی – اقتصادی نامیده می شود، دامنه ی محدودی از حقوق را در بر می گیرد که عمدتا دو مشخصه ی مهم برای آن ذکر می گردد: نخست، اشتغال یا میزان حضور افراد در فعالیت های اقتصادی جامعه و دوم، تامین اجتماعی یا میزان برخورداری افراد از رفاه و امنیت اجتماعی و همچنین خدمات درمانی و بهداشتی.

اشتغال زنان در نگاه از زاویه ای دیگر: 107        
برخی با اشتغال زنان با احتیاط برخورد می نمایند و درباره اشتغال زنان چند نکته را قابل تامل می دانند. نخست اینکه بسیاری از فعالیت های اقتصادی و تولیدی وجود دارند که در شمار مشاغل رسمی محسوب نمی شوند. در نتیجه در آمارها نیز انعکاس نمی یابند، در حالی که چه بسا اهمیت آنها از بسیاری از مشاغل رسمی(همانند پاره ای کارهای خدماتی ساده) بیشتر باشد. برای مثال همواره زنان روستایی در بیشتر کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه، بخش عمده ای از فعالیت های تولیدی و اقتصادی خانوارهای کشاورز را برعهده دارند، بدون اینکه درآمد آنان در آمارهای ملی کشورها محاسبه شود(1).
نکته‌ی دوم آنکه حتب خانه داری زنان که غالبا به صورت شغل، در نظر گرفته نمی شود و بیکاری تلقی می گردد، می تواند دارای کارکردهای بسیار مثبتی در سطح کلان جامعه باشد، چنان که حتی برخی از جامعه شناسان غربی نیز بر این حقیقت تاکید نموده اند که بسیاری از مردان به این دلیل قادرند در مشاغل خود بهتر انجام وظیفه نمایند که همسرانشان در خانه کار می کنند و امور مربوط را انجام می دهند(2).
سومین نکته قابل توجه این است که در برخی تفاوت های موجود میان زنان و مردان نمی توان تردید نمود. شاید نتوان یافته های برخی تحقیقات را به همه ی جوامع تسری داد. با این وجود، تحقیقات انجام شده در اینباره نشان می دهد که «مردان به عملیات برجسته و حادثه آفرینی و فعالیت در هوای آزاد و کارهایی که مستلزم کوشش بدنی است و نیز به ماشین ها و ابزارها و علم پدیده های طبیعی و اختراع، علاقه ی خاصی دارند. همچنین عموما به داد و ستد و تجارت علاقه مندند. زنان بیشتر به کارهای خانه و اشیاء و اعمال ذوقی علاقه نشان می دهند و نیز بیشتر مشاغلی که می پسندند که نیازی به جابجا شدن در آنها نباشد و یا کارهایی را دوست می دارند که در آنها باید مواظب و دلسوزی بسیار به خرج داد، مانند مواظبت از کودکان و اشخاص عاجز و بینوا(3).
در نتیجه شاید تفکیک مناسبی میان مشاغل ضروری باشد تا به این ترتیب زنان به مشاغلی بپردازند که متناسببا شخصیت و روحیات آنان
است نه اینکه مطلقا به دنبال تساوی کامل با مردان باشند.

پی نوشت:
1: ارزشیابی کار زنان روستایی در کشورهای در حال توسعه، دکتر حسین آگهی، دکتر غلامرضا پزشکی راد، اقتصاد کشاورزی و توسعه، سال هفتم، ش 28، زمستان 1378، ص 181
2: خدیجه سفیری، جامعه شناسی اشتغال زنان، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان 1377، جلد اول، ص 16 – 17
3: همان، ص 30


مشخصه های عمومی فمینیسم در ایران: ص 107    
در یک مقاله مشخصه های عمومی فمینیسم در ایران چنین آمده است: 1- تاکید بر اشتغال زنان به عنوان راه نجات آن ها 2- تاکید بر تقابل و دشمنی زن و مرد 3-عدم توجه به تعدد و تنوع گروه های زنان در ایران 4-تبلیغ و تایید مشابهت کامل زن و مرد
منبع: ناهید مطیع، فمینیسم در ایران، در جست و جوی یک رهیافت بومی، زنان، شماره 33، ص 21


درصد اشتغال زنان در کشورهای صنعتی و در حال توسعه: ص 111
بر اساس الگوهای غربی در کشورهای صنعتی بین 35 تا 50 درصد و در کشورهای در حال توسعه نیر بین 20 تا 40 درصد نیروی کار را زنان تشکیل می دهند.
منبع: شهلا اعزازی، جامعه شناسی خانواده با تاکید بر نقش ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان 1376، ص 145


دو شعر فمینیستی: ص 123    
پستی نسوان ایران جمله از بی دانشی است
مرد یا زن برتری از زینت دانستن است
(پروین اعتصامی)
]برای زمانه ما باید این شعر را به این صورت درآورد: پستی مردان ایران جمله از بی دانشی است ... [

زنان ما همه در بند جهل گشته اسیر
ز علم دور و به جهل آشنا و جمله حقیر
تمام بی خبرند از حقوق حقه ی خویش
به قید مردان چونان که زر خرید و اجیر
ز بس که فارغ لاقید و جاهلند و جبون
ز حق خود همه محروم از صغیر و کبیر
بس است زینت ظاهر بس است خودسازی
به چند در پی رویان و مخملند و حریر
مگر نه در همه عالم زنان با همت
ز یمن علم به مردان شوند عفور و نظیر
بشری دلریش


سیاست فرهنگی رژیم پهلوی: ص 126 و 127       
رژیم پهلوی، سیاست فرهنگی خاصی را برگزیده بود که بر سه محور 1- ایران گرایی با تاکید بر لزوم تجدید عظمت ایران باستان 2- غربگرایی با تاکید بر مظاهر بیرونی تمدن غرب 3- شاه محوری و تلاش برای خلق وجهه ی کاریزماتیک برای شاه استوار بود.


مطبوعات زنانه در انقاب مشروطه: ص 134    
انقلاب مشروطه نه تنها باعث ایجاد تحول فکری و اجتماعی در مردان شده بود، بلکه آگاهی قابل توجهی را نیز در زنان ایجاد کرده بود و به ویژه روزنامه نگاری را در بین زنان توسعه داده بود. چنانکه از انقلاب مشروطه تا سال 1304 ه ش، در حدود ده روزنامه و مجله به دست زنان در ایران منتشر شده بود.
منبع: لیلا رستگار، پژوهشنامه تاریخ مطبوعا ایران سال (ش)، 1376، روزنامه نگاری زنان، ص 586


زنان و انقلاب اسلامی: ص 146 و 147     
بیانات و تعبیرات امام(ره) در مناسبت های گوناگون نشانگر اهمیتی است که زنان در نهضت انقلاب اسلامی ایران داشتند. در اینجا تنها مواردی از این بیانات امام(ره) ذکر می گردد:
زندان های شاه از زنان شیردل و شجاع مملو است. در تظاهرات خیابانی زنان ما بچه های خردسال خود را به سینه فشرده، بدون ترس از تانک و توپ و مسلسل به میدان مبازره آمده اند. جلسات سیاسی ای که زنان در شهرهای مختلف ایران برپا می کنند، کم نیست. آنان نقش بسیار ارزنده ای را در مبارزات ما ایفا کرده اند(1).
شما زنان دلیر در این پیروزی پیش قدم بودید و هستید. شما مردان را تشجیع کردید. ما همگی مرهون شجاعت های شما زنان شیردل هستیم(2).
توفیق و همت شما زنان و مردان و کوچک و بزرگ بود که جمهوری اسلامی برقرار شد(3).
بانوان انقلاب در این نهضت انقلاب سهم بیشتری از مردان دارند(4).
بانوان رهبر نهضت ما هستند و ما دنباله ی آنها هستیم. من شما را به رهبری قبول دارم و خدمتگزار شما هستم. خداوند شما را حفظ کند(5).

پی نوشت:
1: 20/08/57 در جستجوی راه از کلام امام، دفتر سوم، ص 76
2: همان، ص 77
3: همان، ص 79
4: همان، ص 99، 03/03/60
5: همان، ص 81، 08/02/58


سخن امام خمینی(ره) درباره حضور مردم در انتخابات: 148          
امام(ره) خود بارها در همه پرسی ها و رأی گیری های اوایل انقلاب بر حضور زنان تاکید نمودند و آنان را به حضوری همپای مردان دعوت نمودند. ایشان در پیامی که به مناسبت دعوت مردم برای شرکت در رفراندوم در تاریخ 06/01/1358 انتشار یافت، فرمودند: «آنچه لازم است تذکر دهم، شرکت زنان مبارز و شجاع سراسر ایران در رفراندوم است. زنانی که در کنار مردان، بلکه جلوتر از آنان در پیروزی انقلاب اسلامی نقش اساسی داشتند، توجه داشته باشند که با شرکت فعالانه ی خود پیروزی ملت ایران را هرچه بیشتر تضمین کنند. شرکت در این امر برای مرد و زن از وظایف ملی و اسلامی است.
منبع: در جستجوی راه از کلام امام،ص 81


زنان و حضور در عرصه نظامی: 154 و 155   
فارغ از عدم امکان حضور عملی زنان در مناصب عالی نیروهای مسلح، زنان از نظر قانونی از حضور در این مناصب منع گردیده اند. در ارتش جمهوری اسلامی ایران استخدام زنان فقط برای مشاغل درمانی و بهداشتی مجاز دانسته شده است(1). در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز استخدام زنان تنها در مشاغلی مجاز است که مستلزم به کارگیری زنان باشد(2)؛ اما در قاون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در بحث شرایط عضویت در این نیرو اشاره ای به جنسیت و جواز یا منع حضور زنان در نیروی انتظامی نگردیده است(3). در اینباره شاید یادآوری این نکته ضروری باشد که امام(ره) در آغاز انقلاب تاکید داشتند که زنان، می توانند در خدمت ارتش باشند(4).
به جز این مناصب، پست های دیگری نیز وجود دارند که با وجود اینکه تاکنون هیچ زنی در آنها حضور نداشته است، از نظر قانونی برای حضور در آنها هیچگونه اشاره ای به جنسیت نشده است و به لحاظ فقهی نیز منع صریحی وجود ندارند. مهمترین این پست ها را می توان موارد زیر دانست: عضویت در مجلس خبرگان(5)، شورای نگهبان(6)، مدیریت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، عضویت در شورای عالی امنیت ملی(7)، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام(8).
در واقع به جز برخی از این مناصب در بقیه، منعی برای حضور زنان وجود ندارد و دلیل عدم تجربه ی عملی زنان در آن سمت ها را باید در مسائل دیگری جستجو کرد. عموما برای اعمال مدیریت زنان در عرصه های مختلف سه پیش شرط ضروری در نظر گرفته می شود که عبارتند از : 1- مجال برای اعمال مدیریت 2- توانایی اعمال مدیریت 3- ایجاد زمینه ی پذیرش در زیرمجموعه ها(9).
با توجه به وضعیت خاص جامعه ی ایران و تقریبا نوپایی نظام جمهوری اسلامی، شاید دلیل اصلی عم حضور زنان در این عرصه ها، حساسیت این پست ها است و همچنین اینکه زنان در رده هایپایین تر مدیریتی، شغلی احراز نکرده و در نتیجه تجربه های لازم برای پست های حساس تررا کسب نکرده اند.
برخی از زنان خود به این نکته اشاره داشته اند که بی تجربگی زنان مانع قابل توجهی در راه احراز پست های مهم مدیریتی به حساب می آید و این مسئله باعث شده که بسیاری از زنان برخی از پیشنهاد مطرح شده را نپذیرند(10).
البته در سال های اخیر زمینه برای جذب زنان در عرصه های پایین تر فراهم شده و برخی از ممنوعیت های سابق حذف گردیده است، از جمله اینکه در سال 77 اعلام گردید که نیروی انتظامی، پلیس زن استخدام می نماید(11) و حتی در سمت های قضایی نیز با تحولات ایجاد شده در دیدگاه های فقهی و طرح نظرات جدیدتر، گشایش هایی صورت گرفته است.]معلوم نیست چرا همیشه تحولات فقهی به نفع زنان تمام می شود و اینگونه تحولات فقهی در زمینه حمایت از حقوق مردان دست نخورده و بدون تغییر باقی می مانند![ چنان که در همان سال 77 نخستین دادیار زن در جمهوری اسلامی ایران منصوب گردید(12).

پی نوشت:
1: ماده 32 قانون ارتش
2: ماده 20 قانون مقررات سپاه
3: ماده 7 قانون نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران
4: صحیفه ی نور، ج 4، ص 103
5: ماده 2 قانون اتخابات خبرگان (البته در مجلس خبرگان در بررسی نهایی قانون اساسی یک زن حضور داشت که بعدها نیر ایشان در گفتگویی علت داوطلب شدن خود را برای این مجلس اصرار خیلی از آقایان به ویژه آیت الله خزعلی اعلام نمودند. پیام زن، سال اول، شماره ششم، شهریور 1371، ص 32، گفتگو با سرکار خانم گرجی).
6: اصل 91 قانون اساسی
7: اصل 176 قانون اساسی
8: اصل 112 قانون اساسی
9: پیام زن، سال ششم، ص 68، ویژه نامه بزرگداشت ولادت حضرت فاطمه(س) و مقام زن، آبان 76، جمیله کدیور، مقاله زن و مدیریت، ص 138
10: حقوق زنان، شماره دهم، تیر 78، ص 46، مصاحبه با مهندس افسانه کفایتی، مدیر عامل صندوق حمایت از صنایع الکترونیک
11: حقوق زنان، ش 4، شهریور 77، ص 56
12: همان


سازمان های ویژه زنان: ص 158 الی 163        
سازمان های زنان در کنار حضور در عرصه های مدیریت سیاسی و حضور در رأی گیری ها و انتخابات، نوع دیگری از مشارکت سیاسی زنان می باشند که شاید از برخی جنبه ها در مقایسه با دو شیوه ی نخست از نقاط قوت بیشتری برخوردار باشند. در زمینه مدیریت سیاسی، نه تنها در ایران بلکه در اکثر کشورهای دنیا (و شاید تمام کشورهای دنیا) امکان حضور کاملا برابر زنان در عرصه ی مدیریت سیاسی جامعه، ایجاد نگردیده است. همچنین رأی گیری ها نیز معمولا هرچند سال یکبار برگزار می شوند، اما سازمان های زنان اعم از دولتی و غیر دولتی می توانند به صورت مستمر و بدون درگیری مستقیم با مدیریت سیاسی جامعه و بالطبع تحمل عوارض و گرفتاری های خاص آن، در عرصه های مختلف سیاسی اجتماعی تلاش نمایند و در مدیریت سیاسی جامعه به صورت غیر مستقیم و به شیوه های مختلف نقش مهمی را بر عهده گیرند.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به ویژه اندکی قبل از 22 بهمن 57، چند گروه و تشکل از زنان به عرصه ظهور رسیدند که برخی از آ«ها همانند «نهضت زنان مسلمان» در مدت کوتاهی منحل شدند و برخی از آنها همچون «جامعه ی زنان انقلاب اسلامی»، هم اکنون نیز به کار خود ادامه می دهند(1). در این دوره سازمان های خاصی نیز بر پایه ی طبقه بندی های شغلی مختلف، شکل گرفتند که موجودیت خود را از راه صدور اعلامیه ها و یا شرکت در تظاهرات اعلام می کردند. از اینگونه سازمان ها می توان جمعیت زنان حقوقدان، جمعیت پرستاران، معلمان و کارمندان وزارت خانه های مختلف را نام برد.
بیشتر این سازمان ها و گروه ها در همان دوره ی پیش از انقلاب و با در ماه های نخست پیروزی منحل گردیدند که علت اصلی آن نیز وابستگی به جریانات و گروه ها و احزاب سیاسی مختلف بود که مانع از وحدت و همکاری آنها شد و بالطبع با تغییرات به وجود آمده در احزاب و گروه های مختلف سیاسی، هویت خود را از دست دادند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی گروه ها و سازمان های مختلف زنان شکل گرفت که باید میان گروه های دولتی و سازمان های غیردولتی تفاوت قائل شد. از مهمترین گروه های دولتی باید از «کمیسیون امور بانوان» و «بسیج خواهران» نام برد. وزارت کشور در سال 1369 کمیسیون امور بانوان را تشکیل داد. اعضای این کمیسیون را عمدتا نمایندگان ادارات و نهادهای مختلف دولتی و ارگان های انقلاب اسلامی تشکیل می دهند و امروزه بیش از 226 کیمیسون در سطح استان ها و شهرستان ها فعالیت می نمایند(2). بسیج خواهران نیز به صورت گروهی بزرگ و دولتی، فعالیت های مختلفی را در زمینه ی آموزش های مقدماتی نظامی، عقیدتی – سیاسی، سواد آموزی، برگزاری اردوهای ورزشی، فرهنگی و ... انجام می دهد. در کنار این گروه مهم دولتی، گروه ها و سازمان مختلف غیر دولتی نیز فعالیت می نمایند که تعداد آنها نسبتا زیاد می باشدو به ویژه پس از دوره ی ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و تأکید بر سازمان های غیر دولتی یا اصطلاحا NGO ها(non governmental organization) تعداد آنها زیاد شده است. علت آن نیز تاکید آقای خاتمی بر این نکته بود که دولت متولی زنان نیست بلکه کاری که می تواند و باید انجام دهد رفع موانع برای پیشرفت این قشر است و با همین شیوه، زنان خود پیشرفت خواهند نمود(3) در نتیجه به سازمان های غیردولتی زنان توجه خاصی می شود.
چند سال پیش در گزارش ملی ایران برای کنفرانس پکن تعداد سازمان های غیردولتی زنان 38 سازمانذکر شده بود و در گزارش ملی که در سال 1376 به عنوان «سازمان های غیردولتی زنان در جمهوری اسلامی ایران» از سوی دفتر امور زنان در نهاد ریاست جمهوری انتشار یافته است، تعداد قابل توجهی از اینگونه سازمان ها به تفکیک اهداف آنها ذکر گردیده است. بخشی از این سازمان ها عبارتند از:
1- سازمان های سیاسی، اجتماعی: همانند جامعه الزینب، جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران و ...
2- سازمان های آموزشی، فرهنگی: همانند بنیاد فرهنگی شاه چراغ، مرکز مطالعات و تحقیقات مسایل زنان و ...
3- سازمان اقلیت های مذهبی: همانند انجمن زنان زرتشتی، انجمن زنان دوستدار کلیسا، و ...
4- سازمان هیا مهاجرین (مهاجرین کشورهای همسایه): همانند جمعیت عراقی شهید بنت الهی، انجمن زنان مهاجر افغانستان و ...
5- سازمان های خیریه ی فرهنگی: همانند انجمن خیریه ی بانوان اصفهان، انجمن بانوان نیکوکار کهریزک و ... سابقه بیشتر اینگونه سازمان های خیریه به پیش از انقلاب اسلامی بر می گردد.
6- سازمان های تخصصی صنفی
7- سازمان های بین المللی: همانند انجمن همبستگی زنان، شورای همبستگی ورزش بانوان کشورهای اسلامی و ...
8- سازمان های انتشاراتی – صنفی: همانند هفته نامه پیام هاجر، زن روز، موسسه انتشارات بانو و .... (4).

البته برخی از این سازمان ها همانند بخش خواهران جهاد سازندگی و بخش خواهران کمیته امداد امام خمینی(ره) و حتی نیروی مقاومت بسیج خواهران را باید جزء سازمان های دولتی - غیر دولتی محسوب نمود، زیرا این سازمان ها در ابتدا به صورت خودجوش و مردمی شکل گرفتند، سپس گستردگی و تعداد زیاد اعضا، آنها را نیازمند مدیریت دولتی ساخت(5).
باید توجه داشت که از بین این تعداد قابلتوجه سازمان های غیردولتی، بیشتر آنها اهداف اجتماعی، مذهبی، فرهنگی و خیریه را دنبال می نمایند و تنها چهار سازمان دارای اهداف کاملا سیاسی هستند که عبارتند از:
1- انجمن همبستگی زنان ایران که در سال 1371 تاسیس گردید و موسس آن خانم فائزه هاشمی می باشد.
2- موسسه زنان کهدر سال 1359 تاسیس گردید و موسس آن خانم اعظم طالقانی است.
3- جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران تاسیس شده در سال 1356 به دست خانم زهرا مصطفوی.
4- جامعه الزینب که در سال 1365 به دست خانم مریم بهروزی تاسیس گردیده است(6).
به جز سازمان های زنان اعم از دولتی یا غیردولتی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی تشکیلات خاصی نیز با هدف زنان شکل گرفت. اولین تشکیلات دولتی برای زنان نیز، ده سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1367 به نام شورای فرهنگی – اجتماعی زنان تاسیس گردید که تشکیلات اجرایی آن نیز به نام دفتر امور زنان در سال 1370 تاسیس شد و در سال 1376 این دفتر با هدف ارتقای سطح تشکیلات و ساختار آن به مرکز امور مشارکت زنان تغییر نام پیدا کرد(7).
این مرکز امروزه فعالیت های زیادی را درباره ی زنان برعهده دارد و وظایف گوناگونی نیز بر عهده ی آن نهاده شده است، به ویژه در برنامه سوم توسعه، دامنه فعالیتهای آن گسترش یافته است و این مرکز وظیفه داردبرای ایجاد نقش مناسب زنان در توسعه ی کشور و تقویت نهاد خانواده زمینه سازی کند و مطالعات و پژوهش های لازم را انجام دهد و همچنین با هماهنگی و همکاری دستگاه های زیربط اقدمات اجرایی مختلفی را برای زنان به عمل آورد که برخی از این اقدامات پیش بینی شده عبارتند از:
الف- بهره گیری از اصول و مبانی اسلامی که با در نظر گرفن تحولات آینده ی جامعه نیازهای آموزشی و فرهنگی خاص زنان را شناسایی کرده، طرح های مناسب را بر حسب مورد از طریق دستگاه های اجرایی ذیربط تهیه و برای تصویب به مراجع مربوط پیشنهاد کند.
ب- طرح های لازم برای افزایش فرصت های اشتغال زنان در چارچوب تسهیلات پیش بینی شده در این قانون و متضمن اصلاحات ضروری در امور اداری و حقوقی را تهیه و به منظور تصویب به هیأت وزیران ارائه کند.
ج- با سازماندهی فعالیت های مطالعاتی مشترک با دستگاه های مسئول در قوه ی قضایی، طرح های لازم برای تسهیل امور حقوقی و قضایی زنان را تهیه و برحسب مورد از طریق دستگاه های مسئول پیگیری کند.
د- برای بهره گیری از خدمات مختلف اجتماعی زنان در زمینه های مالی، حقوقی، مشاوره ای، آموزشی و ورزشی، طرح های لازم با اولویت قائل شدن برای زنان مناطق توسعه نیافته یا کمتر توسعه یافته و گروه های محروم در زمینه حمایت از تشکیل سازمان های غیردولتی تهیه و بر حسب مورد به دستگاه های اجرایی یا دولت منعکس کند تا پس از تصویب از طریق دستگاه های ذیربط اجرا شوند.
ه- مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری موظف است گزارش عملکرد سالیانه دستگاه های اجرایی را در زمینه اجرای مفاد این مادهبه هیأت وزیران ارائه کند(8).

پی نوشت:
1: سهیلا شهشهانی، جنبش زنان در ایران، ص 20
2: نسرین مصفا، مشارکت سیاسی زنان، ص 129
3: پیام زن، سال ششم، ش 64، تیر 1376، ص 30
4: گزارش ملی سازمان های غیر دولتی زنان در جمهوری اسلامی ایران، دفتر امور در نهاد ریاست جمهوری، تابستان 76، صص5 الی 14
5: همان، ص 12
6: نسرین مصفا، مشارکت سیاسی زنان، ص 130
7: حقوق زنان، سال اول، شماره اول، فروردین 77، زهرا شجاعی، ص 20 الی 24
8: ماده 156 قانون برنامه سوم توسعه


تعریف زن ویژه: ص 186   
زن ویژه زنی است که دارای انحرافات اخلاقی و اجتماعی از جمله فحشا و اعتیاد بوده و عملکرد سوء او مخل عفت عمومی جامعه می باشد و از نظر قانونی مجرم محسوب می شود.


از مخالفت بازرگان با حضور زنان در مجلس تا نظر آیت الله خمینی درباره حقوق زنان: ص 208 الی ص 209     
اهمیت نظریه فقهی - سیاسی امام (ره) و نقش برجسته ی آن در حقوق سیاسی زنان با توجه به دو نکته، بیشتر آشکار می شود. نخست اینکه، اصولا در بیشتر جنبش های سیاسی و اجتماعی ایران، توجه خاصی به زنان نمی شد و حساب عمده ای برای آنان گشوده نمی گردید. در جریانات نوگرایانه دینی نیز، برای نمونه، حتی مهندس بازرگان هیچگاه با زنان و رهایی آنان و حقوق سیاسی شان بر سر مهر نبود و همواره با حضور زنان در تشکیلات خود مخالفت می نمود و حتی پس از انقلاب نیز همراه با اقلیت معدودی در مجلس اول، به عدم انتخاب زنان برای مجلس، رأی مثبت داد(1). در دیدگاه های مذهبی سنتی تر نیز، عموما به استناد برخی روایاتف مشارکت سیاسی زنان مجاز شمرده نمی شد و زنان از دخالت در امور سیاسی منع می گردیدند. هرچند که برای مقابله با اینگونه نظرات، معدودی از متفکران روشن بین مذهبی، دیدگاه ها و نظرات متفاوتی را مطرح می ساختند و نادرستی دیگاه نخست را آشکار می نمودند(2).
دومین نکته ای که اهمیت دیدگاه و نظریه ی امام را آشارتر می نماید، این است که حتی امروز نیز در برخی از کشورهایی که همچنان تلاش می نمایند تا خود را به تعالیم اسلام وفادار نشان دهند، بر اساس برخی قرائت های دینی رایج، زنان به هیچ وجه امکان حضور در عرصه سیاست را ندارند، برای نمونه در عربستان، به گفته ی رییس مجلس مشورتی آ« کشور، در شریعت اسلام، زنان نمی توانند سمت دولتی داشته باشند و حتی شورای مشورتی هم شامل این ممنوعیت می شود(. گاهی دیدگاه ها درباره حضور سیاسی زنان چنان تنگ نظرانه است که زنان حتی برای تماشای سیاست مداران هم دچار مشکل بودند. در سال 1378 برای اولین بار در عربستان، 20 زن تماشاگر در طبقه فوقانی مجلس شورا حضور یافتند. در کشور کویت نیز در انتخابات اخیر، اصلی ترین شعارهای نامزدهای انتخابات این بود که «با حضور سیاسی زنان مخالفیم»(3).

پی نوشت:
1: رضا علیجانی، ایران فردا، ص 11
2: برای نمونه مراجعه شود به سلسله بحث های مرحوم مطهری در مجله پیام زن، سال اول، شماره 4، تیر 1371، ص 14، و شماره های بعدی
3: روزنامه خرداد، شماره 160، 13 تیر 78، ص 10


حضور زنان در کشورهای غربی و شرقی: ص 213   
اصولا در بیشتر کشورها و به ویژه کشورهای در حال توسعه، زنان در مقایسه با مردان از سهم کمتری در عرصه سیاست برخوردار هستند. در سوئد که به کشور برابری زن و مرد شهرت یافته است، سهم نمایندگان زن هنوز از مرز 40 درصد بالاتر نرفته است. میانگین سهم نمایندگان زن در میان 176 کشور جهان تنها 6/11 درصد(یازده و شش دهم درصد)، در میان 21 کشور آسیایی 2/13 (سیزده و دو دهم) درصد و در میان 16کشور غربی تنها 3/4 (چهار و سه دهم) درصد می باشد(1). در کشور چین با وجود اینکه 33 درصد نیروهای سیاسی را زنان تشکیل می دهند(2)، تنها 1/4 (چهار و یک دهم) درصد کمیته مرکزی حزب کمونیست چین(3) و 85/3 (سه و هشتاد و پنج صدم) درصد کنگره ملی خلق چین زن هستند(4). در کره جنوبی نیز برخلاف توسعه اقتصادی حیرت انگیزی که ایجاد شده، زنان تنها یک درصد از کل کرسی های مجلس را در اختیار دارند(5) و از سال 1970 تا 1990 نسبت کلی زنان دارای مشاغل بالا و مدیریتی در حدود 4 درصد ثابت مانده و تغییری نکرده است(6). در کشور ترکیه نیز در انتخابات سال 1995 زنان توانستند تنها 4/2 (دو چهار دهم) درصد کرسی ها را به خود اختصاص دهند(7). در ژاپن نیز از مجلس 500 نفری نمایندگان و 252 نفری مشاوران فقط 9 درصد کرسی ها در اختیار زنان می باشد و تنها یک زن در هیأت دولت حضور دارد(8). در برخی از کشورها ذهنیت رایج درباره حضور سیاسی زنان به گونه ای است که عملا مانع از موفقیت زنان در عرصه ی سیاست می شود. برای نمونه در کشور تایلند «اکثریت عظیمی از زنان، مردان را برتر از خویش به حساب آورده و امور مربوط به تصمیم گیری های عمده در مسائل سیاسی و مملکتی را در صلاحیت و از وظایف و توانایی های آنانمی دانند و میدان را به نفع مردان خالی می نمایند.

پی نوشت:
1: زنان، ش 33، فروردین 76، ص 76
2: شیوا شادلو، سیمای زن در جهان(چین)، ص 154
3: همان، ص 155
4: همان، ص 157
5: جلیل روشندل، سیمای زن در جهان (کره جنوبی)، ص 75
6: همان، ص 68
7: صدیقه رضایی سیاوشانی، سیمای زن در جهان (ترکیه)، ص 56
8: حقوق زنان، ش 14، فروردین 79، ص 25


اظهار نظر یکی از مسئولین نظام درباره کسب تخصص توسط زنان: ص 219      
یکی از مسئولان ارشد نظام در کنفرانسی درباره حجاب و آزادی اظهار داشت: «... باید تاکید کنم که ما به صورت واجب کفایی نیاز داریم که بعضی از زنان بروند یک تخصص هایی غیر از خانه داری کسب کنند».
منبع: آیت الله علی جنتی، حجاب و آزادی، مجموعه مقالات کنفرانس، ص 185

آماردهی نادرست توسط مسئولین: ص 229   
اینگونه گمراه کنندگی های آمار را متاسفانه در برخی موارد حتی در میان مسئولان کشور نیز می توان مشاهده نمود. برای مثال، مشاور وزیر آموزش و پرورش و مدیر کل امور بانوان در مقایسه امکانات و فضای آموزشی دختران و پسران، یه این نکته اشاره می نماید که از میان سالن های ورزشی موجود بیش از یک هزار سالن ویژه پسران است و فقط 11 سالن ویژه ی بانوان(مجله زنان، شهریور 78، شماره 55، ص 60، فاطمه تندگویان). در حالی که با توجه به امکان استفاده اشتراکی از سالن ها با زمانبندی ویژه پسران و دختران، بعید به نظر می رسد که چنین آماری جز بزرگنمایی موضوع، گویای واقعیتی باشد.


تاثیر مدرنیته بر زنان: ص 237          
تاثیر نوگرایی و توسعه بر زنان، خود یکی از موضوعات مورد بحث در غرب بوده و هست و نظریات درباره یاثر نوگرایی بر زنان با دوگانگی روبرو بوده است. یعنی در عین نظرات مثبت، برخی نیز به تاثیرات منفی نوگرایی بر زنان پرداخته اند و نوگرایی را عاملی دانسته اند که زنان را از ارزش های سنتی دور می کند، بدون آنکه معنای جدیدی را برای آنان جایگزین نماید(1).
نویسندگان و متفرکان متعددی از جنبه های مختلف به تاثیر نوگرایی در زنان توجه کرده اند. برخی با تاکید بر اهمیت خانواده، تاثیر نوگرایی را در خانواده یعنی ضربه گیر مهم جامعه که فرد مصدوم و لطمه دیده در نبرد با جهان بیرونی را در خود جای می دهد و التیام می بخشد بررسی کرده اند و خود خانواده را یکی از مصدومان پیشرفت کنونی دانسته اند(2). برخی با انتقاد از بحران های اجتماعی متذکر شده اند که سرخوردگی های مختلف زنان غربی باعث شده است تا برخی از آنان مسیرهای اشتباهی را برای رهایی جستجو نمایند که از جمله آنها پناه بردن به روابط جنسی نامحدود و یا نزدیکی و وابستگی افراطی به فرزندان بوده است(3).
در واقع تجدد نه تنها در مواردی رضایت زنان را از زندگی افزایش نداده، بلکه از آن کاسته است. در یکی از تحقیقات غربی، نشان داده شده که امروزه به دختران دو نقش متفاوت آموخته می شود. نخست نقش زنانه، که در آن باید حساس تر و ملایم تر از مردان باشند و ضمن دل ربایی، به کودکان و زندگی زناشویی علاقه مند باشند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که بسیاری از دختران دانشجو از داشتن دو نقش در یک زمان و مطابقت آن دو با یکدیگر اظهار نارضایتی بسیاری کرده اند(4).
در واقع امروزه آشکار شده است که زنان در مقایسه با دیگر قشرهای اجتماعی از تحولات فن آوری و اجتماعی برگرفته از فرآیند توسعه، بیشتر زیان دیده و مورد تعرض قرار گرفته اند(5) و به همین سبب حتی اتخاذ سیاست های توسعه ای غرب هم بدون جرح و تعدیل در آنها، نمی توانست مسیر مناسبی برای بهره مند ساختن زنان از حقوق مختلف باشد. نکته ی قابل توجه دیگر در این زمینه، این است که تفاوت ساختارهای مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... در جوامع مختلف باعث می شود تا اتخاذ روش های غربی در محیط های متفاوت تاثیرات زیانباری را برای زنان داشته باشد.

پی نوشت:
1: نسرین مصفا، مشارکت سیاسی زنان در ایران، ص 85 و 81
2: الوین تافلر، شوک آینده، ص 239
3: اولین ریو، راز زنانگی، ترجمه زهره زاهدی، زنان، شماره 2، اسفند 79، ص 18
4: خدیجه سفیری، جامعه شناسی اشتغال زنان، ص 31
5: آذر قلی زاده، علل نادیده گرفتن نقش زنان روستایی در فرآیند توسعه کشورهای در حال توسعه، اقتصاد کشاورزی و توسعه، سال هفتم، ض 27، پاییز 1378، ص 176


چادر زن ایرانی در نگاه فرمانده شبکه جاسوسی سیا در ایران: 246           
«ریدن گرکت» فرمانده شبکه ی جاسوسی سیا در امور ایران، در پاسخ به این سوال که: «به نظر شما نیرومندترین قشری که که در زمان انقلاب توانسته در ایران سر برآورد کدام قشر است؟» می گوید:
«سوال ساده ای است. زنان. آنان قشر بسیار پر جنب و جوش، بسیار نیرومند و بسیار نفوذی در جامعه ایران هستند. زنان در واقع برپادارنده یکی از دو شعار اصلی انقلاب اسلامی هستند. آنان پاسداران چادرند. شعار اصلی دیگر انقلاب تنفر از ایالات متحده و اسراییل است. چادر نمادی که وجود انقلاب را در سر هر چهار راه و خیابانی به نمایش می گذارد. با چادر می توان این احساس را پدید آورد که انقلاب اسلامی هنوز زنده و جاری است».
منبع: مصاحبه با ریدن گرکت، فرمانده شبکه جاسوسی سیا در امور ایران، پیام امروز، ش 34، آبان 1378، ص 39
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۰۶
سید ابوالفضل هاشمی

فمینیسم

نظرات  (۲)

سلام

سید جان راستی سامانه فرهنگی مذهبی دانشجویان چه شد؟

نگار رو می گم!!!

پاسخ:
سلام. به خاطر مشکل مالی و زمانی به خاطر سربازی بک آپ گرفتم و جمعش کردم تا پس از خدمت سربازی اگر خدا بخواهد دوباره راه بیاندازم. دغدغه ام بیشتر الآن بر آینده شغلی و کاری ام است و اولویت ام اشتغال و کار است نه سایت و بلاگ.
سلام
واقعا با وجود دغدغه کار وشغل که هممون داریم ، نوشتن چنین مطالبی با این همه حوصله و دقت واقعا نشانه جهاد توست. خیلی عالی بود.
پاسخ:
با سلام. با وجود دوستانی همچون شما غم و سختی ای احساس نمی کنیم. من هم بابت وبلاگ خوبتان از شما و تلاش هایتان تشکر می کنم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی